مشتمل بر شانزده بيت و يك رباعى از نتائج خاطر وى در تاريخ ابن بىبى نقل شده كه گواه قوت فكر و قدرت طبع تواند بود ، علاوه بر شعر فارسى او به عربى نيز شعر نيكو مىساخت و ابن بىبى يك قطعه از اشعار عربى وى كه بسيار جزل و قوى تركيب است در تاريخ خود مىآورد و آن قطعه بدين بيت آغاز مىشود :
يا حاكما سمحا جلت فضائله * عن ان يميل الى زور و بهتان
شمس الدين در فن انشاء مراسلات ديوانى و انواع فضائل سرآمد اقران و به گفتهء ابن بىبى با تاج الدين تبريزى همه روز در انواع علوم بحثها فرمودى و نزد خواجه ولى الدين على خطاط تبريزى به جودت خط اشتغال نمودى و دو نامه از وى در تاريخ ابن بىبى درج است كه يكى را پس از شكست جلال الدين خوارزمشاه و پيروزى علاء الدين كيقباد انشا كرد و اتفاقا مطلوب خاطر آن سلطان نكتهسنج نيفتاد و بر او خردهها گرفت و منصب طغرا از وى فروگشود و صدر الدين ارزنجانى را كه فتحنامهء فصيح و درخورى انشا كرده بود بنواخت و آن حليت بر وى بست و نامهء ديگر را در جواب نامهء جلال الدين وركانى قاضى اماسيه و از وعاظ و مذكران نغز گفتار و وسيع الاطلاع آن عهد ( به گفتهء - ابن بىبى ) نوشته است و اين هر دو نامه با نهايت تكلف و تعقيد انشا شده و از زيور فصاحت و سلاست و انسجام عارى افتاده است .
شمس الدين در روزگار علاء الدين كيقباد ( 617 - 634 ) و غياث الدين كيخسرو ( 643 - 634 ) و عز الدين كيكاوس ( 655 - 643 ) مناصب مهم از قبيل طغرا و نيابت وزارت و نيز وزارت را بتدريج و ترتيب متصدى گرديد و در اداره كشور و لشگركشى و ضبط امور و برقرارى روابط با امراء مغول از خود حسن تدبير و كفايت بسيار بظهور آورد ولى سرانجام از وزارت معزول شد و در حبس بقتل رسيد ( حدود 647 ) .
براى اطلاع از احوال وى رجوع كنيد به : تاريخ ابن بىبى ، چاپ عكسى ، صفحه 597 - 202 .
ص 29 - مدرسهء التونيه : ظاهرا مراد شمس الدين التونيه است از امراى دولت علاء الدين كيقباد اول كه « كاروانسراء التونيه » مذكور در تاريخ ابن بىبى ، ص 642 على الظاهر بايد به دو منسوب باشد .