تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
نياورده‌اند ولى مؤلف بستان السياحة آن را بنام ( فيه ما فيه ) ياد كرده است . هرچند لفظ ( فيه ما فيه ) و ذكر آن بدين عنوان در كتب متقدمان مضبوط نيست ولى از روى تحقيق مىتوان نسبت آن را بمولانا قطعى دانست زيرا علاوه بر قرائنى كه در خود كتاب وجود دارد ارتباط آن با مثنوى از جهاتى كه مذكور شد دليل ديگر بر صحت اين گفتار تواند بود . پيشتر گفتيم كه ميان صوفيان معمول بوده است كه مجالس و بيانات مشايخ خود را يادداشت مىنموده‌اند بخصوص در تاريخ خاندان مولانا بدون استثنا مىبينيم كه آثار بزرگان اين طريقه محفوظ شده است و معارف بهاء ولد و مقامات شمس و معارف سلطان ولد كه ذكر آن بيايد همان تقريرات و سخنان ايشانست كه مريدان گرد كرده يا خود بقيد كتابت درآورده‌اند ، درين صورت هيچ دليل ندارد كه گفته‌هاى مولانا با شهرت و عظمتى كه داشته مضبوط و محفوظ نشده باشد ، نهايت آنكه تصور مىرود اسم اين كتاب هم مقالات بوده و مراد مولانا درين ابيات :
بس سؤال و بس جواب و ماجرا * بد ميان زاهد و رب الورى كه زمين و آسمان پرنور شد * در مقالات آن‌همه مذكور شد
از مقالات همين كتاب مىباشد زيرا به‌طورىكه دانسته مىشود غرض مولانا آنست كه اين مطلب در تأليف ديگر بيان شده با آنكه جز فيه ما فيه اثرى كه شايستهء نام مقالات باشد از وى در دست نداريم به‌ويژه اگر بخاطر بياوريم كه تقريرات شمس تبريز را هم مقالات مىنامند . فيه ما فيه پس از مقابله و تصحيح بالنسبه دقيقى به سال 1333 در طهران بطبع رسيده ولى چون كاتب نسخه اصلى به عللى كه در آخر كتاب ذكر شده تغيير مىيافته اغلاط فاحشى در طبع آن رخ داده و محتاج باصلاح جديد است .

مكاتيب

اين نسخه مجموعهء مكتوبات مولاناست به معاصرين خود و دو نسخهء آن در كتابخانهء دار الفنون اسلامبول موجود است و يكى از معتقدان مولانا ( بنام محمد فريدون نافذ ) در صدد طبع آن مىباشد . از جملهء اين نامه‌ها سه نامه در مناقب افلاكى نقل شده و يكى از آنها نامه‌ايست