تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
ايشان نه آن عنصرند كه گفته شوند تصرف عنايت ازلى از آن وافرترست كه در و ديوار ايشان منور و معطر نباشد كه و الطور و الزيتون و طور سينين « 1 » قسم به جماداتى است كه روزى قدم ايشان بدانجا رسيده است تا مرتبهء يا على لو رايت كبدى تجرّ على الارض ايش تصنع به قال لا استطيع الجواب يا رسول اللّه اجعل جفن عينى مأواه و حشو فؤادى مثواه و اعدّ « 2 » نفسى فيه من المجرمين المقصرين فقال النبى صلى اللّه عليه و سلم فاطمة بضعة « 3 » منى اولادنا اكبادنا تمشى على الارض آزار آن ارواح يكى نيست و صد نه « 4 » و هزار نه ، بيت :
برخاستن از جان و جهان مشكل نيست * مشكل ز سر كوى تو برخاستنست ما ذا الفراق فراق الوامق الكمد * هذا الفراق فراق الروح و الجسد من خود دانم كز تو خطائى نايد * ليكن دل عاشقان بدانديش بود
و اين وصيت را مكتوم دارد و محفوظ و با هيچ‌كس نگويد و اللّه اعلم بالصواب .

مجالس سبعه

و آن عبارتست از مجموعهء مواعظ و مجالس مولانا يعنى سخنانى كه بوجه اندرز و بطريق تذكير بر سر منبر بيان فرموده است . نسخهء خطى اين كتاب در كتابخانهء سليم آقا در اسگدار محفوظ و تاريخ كتابت آن سال 788 مىباشد و محمد فريدون نافذ بطبع آن اقدام نموده و در تاريخ 24 فروردين امسال سه جزو از اجزاء كتاب به حليهء طبع درآمده است .
هامش
( 1 ) - كه قسم در اصل . ( 2 ) - در اصل اعز . ( 3 ) - در اصل نصفه . ( 4 ) - در اصل و صد و نه هزارند .
زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 170 | بديع الزمان فروزانفر