فيه ما فيه
اين كتاب مجموعهء تقريرات مولاناست كه در مجالس خود بيان فرموده و پسر او بهاء الدين معروف بسلطان ولد يا يكى ديگر از مريدان يادداشت كرده و بدين صورت درآورده است .
غالب فصول كتاب جواب سؤال مطالبى است كه باقتضاء حال شروع شده و بدين جهت ارتباطى بسوابق خود ندارد و قسمتى هم خطاب است بمعين الدين سليمان پروانه .
موضوع فصول و مجالس و نتيجهء آنها على العموم مسائل اخلاق و طريقت و نكات تصوف و عرفان و شرح و تبيان آيات قرآن و احاديث نبوى و كلمات مشايخ است كه با همان روش مخصوص مولانا يعنى بوسيلهء ضرب امثال و نقل حكايات توضيح يافته است .
داستانها و مثلهاى فيه ما فيه و وجوه بيان مقاصد در موارد كثير با مثنوى مشابهت دارد ، منتهى با اين فرق كه مطالب مثنوى از كنايات و تعبيرات دقيق مجرد نيست و تا حدى فهم آن بسبب آنكه دست و پاى گوينده در شعر پايبست قوافى و اوزان و بحدود شعر و نظم محدود است دشوارتر مىباشد و فيه ما فيه از اين قيود عريان و بر كنار است خصوصا كه مولانا در تقريرات خود مقصودى جز ادراك مستمعين و حضار مجلس ندارد و بر حسب استعداد و بوفق تحمل آنان ببيان معارف و حقايق زبان مىگشايد و به قصد آنكه از خود اثرى باقى گذارد سخن نميراند و بدين جهت گفتار او ساده و بفهم نزديك مىنمايد ليكن قصد او از انشاء مثنوى تخليد اثر و ابقاء نام خود يا حسام الدين چلبى در زمانى بىانجام است و ازينروى استعداد معاصرين خود يا مردم زمان معين را منظور ندارد بلكه روى سخن در اين كتاب با صاحبدلان هر عهد و زمان است و مخاطب او افراد كامل بشرند در زمانهء بىنهايت و مثنوى به همين علت مشتمل بر كنايات دقيق و جوامع الكلم مىباشد و ادراك اسرار آن بهآسانى ميسر نمىشود و هركجا كه مطالب آن با فيه ما فيه مناسبت پيدا مىكند زودتر فهميده و معلوم مىگردد چنان كه گوئى اين قسمت از فيه ما فيه شرحيست كه مولانا بر مثنوى نوشته است .
در ضمن كتاب مولانا از پدر خود سلطان العلماء ( درين كتاب با عنوان مولاناى بزرگ ) و شمس الدين تبريزى و برهان محقق و صلاح الدين زركوب اسم مىبرد و گاه معرفتى از قول آنان روايت مىكند .
اين اثر را متقدمين بدين نام نمىشناخته و در منابع تاريخ مولانا اسمى از آن به ميان