جمله كتب ضلال پنداشتهاند و حكاياتى ظريف در اين باب معروف است .
كتاب مثنوى هم مانند غزليات ( ولى نه بدان حد ) از تصحيف و تحريف و كسر و اضافهء ابيات مصون نمانده و نسخ قديمى خطى و چاپى در روايت اشعار و عدهء « 1 » آنها مختلف است و از مناقب افلاكى « 2 » مستفاد است كه در عهد مولانا يكى از كتاب مثنوى به سليقهء خود اشعار را دستكارى مىنموده است .
( بقيه از ذيل صفحهء 163 )
هامش
قطب بن محيى جهرمى كه از افاضل و اكابر صوفيهء قرن نهم است و مكاتيبى كه از او بجاى مانده آيت فصاحت و بلاغت بشمار مىرود و در حد خود نظير ندارد ، از جمله معتقدان و متتبعان گفته مولاناست و ياران خود را همواره وصيت به خواندن مثنوى مىنمود ولى در همان وقت اين كار را خلاف شرع شمردهاند و قطب بن محيى مكتوبى دربارهء حليت مطالعهء مثنوى نوشته است .
( 1 ) - عدهء ابيات دفترهاى ششگانهء مثنوى مطابق احصاء و نسخهء مطبوعه باهتمام استاد نيكلسن بدين قرار است :
دفتر اول 4003
دفتر دوم 3810
دفتر سوم 4810
دفتر چهارم 3855
دفتر پنجم 4238
دفتر ششم 4916
و بنابراين مجموع ابيات 25632 مىباشد و بعضى هم عده ابيات آن را به 26660 بيت رسانيدهاند .
رجوع كنيد بكشف الظنون ، جلد دوم ، طبع اسلامبول ، صفحهء 372 و دولتشاه 48000 بيت گفته است .
( 2 ) - افلاكى گويد : « شيخ فخر الدين سيواسى مردى بود ذو فنون و در آن عهد كتابت اسرار و معانى در عهده او بوده از ناگاه جنونى در اوطارى شد ، مولانا اين غزل را همان روز فرمود :اى عاشقان اى عاشقان يك لوليى ديوانه شد * طشتش فتاد از بام ما نك سوى مجنونخانه شدگويند او مگر در كلام خداوندگار مدخل مىكرد و بطريق اصلاح قلم مىراند و تحريف كلمات مىكرد ، مؤلف كتاب بنده خاكى احسن اللّه اليه مىگويد كه حضرت مولانا سطرى چند خط بدست مبارك خود در صفحهء كتابى نوشته بود كه شبى منديل شيخ صلاح الدين عظم اللّه ذكره در حمام گشوده شد و اوفتاد گفت اى چراغ رسوام كردى ، در حال چراغ نگونسر شد و اوفتاد ، مردم حمام پيش شيخ دويدند كه ما هيچ نديديم هيچ نديديم شيخ بدان گفت ايشان خشنود شد كه ديده را ناديده آوردند اكنون نامباركت تبديل مثنوى و تحريف كلمهء او انا نحن مصلحون الا انهم هم المفسدون » .