در ظاهر آن سيرى تواند كرد و بسر سرّى تواند رسيدن و بىاين همه آلات اگر عاشق صادق باشد عاقبت عشق او را رهبر شود و به منزل برسد و اللّه الموفق و المرشد و هو المعين و المسدد » .
مثنوى گذشته از اشتمال بر تبيين حقائق اديان و اصول تصوف و شرح رموز آيات قرآنى و اخبار نبوى نموداريست از مراتب و مقامات مولانا و ياران برگزيدهء او بلكه غرض اصلى مولانا « 1 » از نظم مثنوى بيان احوال معنوى خود و آن برگزيدگان در لباس امثال و حكايات و قصهء موسى و عيسى و مشايخ طريقت و گفتن سرّ دلبران « 2 » در حديث ديگران بوده است .
ديباجههاى « 3 » دفاتر ششگانه كه مانند نثرهاى پراكنده در اوائل امثال و حكايات بتحقيق انشاء خود مولاناست گاهى به اغراض و غايات افكار او اشارهاى خفى و تلميحى دقيق مىنمايد و در تدبر مثنوى از اين نكته غافل نبايد شد .
اين نامهء غيبى از همان وقتى كه به حليت عبارت آراسته شده و بسلك نظم درآمده تا به امروز معشوق سالكان و طالبان حقيقت و مكمل و راهنما و مونس و پناه ارباب معرفت و سرمايهء شادمانى جان و دل اصحاب ذوق و حال بوده و نيز عدهاى از ظاهريان و آنان كه از نعمت معرفت و شناسائى حق و يقين بىبهره مانده و در ظلمات طبع و جهل محبوس افتاده يا براى خشنودى جمعى از عوام خشكمغز به ننگ نادانى و هواپرستى تن در دادهاند در همان عهد « 4 » و دورهاى « 5 » واپسين مثنوى را نظمى پست و سست و از
هامش
( 1 ) - اين مطلب را سلطان ولد در مقدمهء مثنوى ولدى به صراحت مىنويسد و افلاكى از گفتهء مولانا روايت مىكند و در مثنوى هم مولانا خود بدين غرض ايما فرموده و گفته است :مدح حاضر وحشت است از بهر اين * نام موسى مىبرم قاصد چنين
ورنه موسى كى روا دارد كه من * پيش تو ياد آورم از هيچ تنمثنوى ، دفتر دوم ، چاپ علاء الدوله ( صفحهء 159 ) .
( 2 ) - اشاره بدين بيت معروف از مثنويست :خوشتر آن باشد كه سر دلبران * گفته آيد در حديث ديگران( 3 ) - افلاكى در ضمن روايتى درينباره سخن مىراند حتى تغييرى كه در ديباچهء دفتر دوم از طرف مولانا داده شده است نقل مىكند و ما آن را به قسم دوم بازمىگذاريم .
( 4 ) - رجوع كنيد به مثنوى ، دفتر سوم ، چاپ علاء الدوله ( صفحهء 304 ) .
بقيه در ذيل صفحهء 164