منظومه به دو گواه ديگر تواند بود .
پنجم اينكه هيچيك از متقدمان و صنوف متأخران مثنوى را بيش از شش دفتر نشناختهاند و تنها شيخ اسماعيل انقروى « 1 » در 1035 از روى نسخهاى كه در 814 نوشته شده به اتكاى حدس خود مدعى شده است كه اين ابيات هم از مولانا و هفتمين دفتر مثنوى است دليلى قاطع و برهانى مبرم است كه بستن اين اشعار سست و پست بدان استاد جليل تهمتى عظيم و ذنبى لا يغفر است كه منشاء آن قلت اطلاع و سرمايه در زبان فارسى و آشنائى بطراز كلام و طرز سخن بزرگان مىباشد و چگونه تصور توان كرد كه با اهتمام خاندان مولانا و طبقات مولويه بدين نامهء آسمانى ( كه در مجالس سماع و بر سر تربت مقدس پيوسته مىخوانده و زيب بر و دوش داشتهاند ) دفتر هفتم مثنوى متروك و مهجور مانده و 365 سال هيچكس از آن آگاهى نيافته باشد « 2 » . آنچه به قوىترين حدس دربارهء اين دفتر به نظر مىرسد اينست كه آن را يكى از مردمان آسياى صغير كه از مريدان و معتقدان مولانا بوده و به زبان فارسى آشنائى چندان نداشته به قصد تقليد بهم پيوسته و از فرط ناهوشيارى و دورى از مجارى استعمالات زبان فارسى مرتكب اغلاط شنيع گرديده حتى يك بيت هم كه متضمن فكرى لطيف يا لفظى شريف باشد نظم نداده است .
شرح چگونگى سخن و سبك شعر مولانا و بيان عظمت مثنوى كه يكى از بزرگترين كتب ادبى ايران و عالىترين بيان و نظم عرفانى و خلاصه سير فكرى و آخرين نتيجهء سلوك عقلانى امم اسلامى است از حوصلهء اين مختصر بيرونست و در قسم دوم كه بتحقيق آثار و افكار مولانا اختصاص دارد بشرح و تفصيل مذكور خواهد شد .
اينجا سخن كوتاه كرده وصف مثنوى را بدان حقيقتشناس راستين باز مىگذاريم كه
« شرح عشق و عاشقى هم عشق گفت »
.
هامش
( 1 ) - كشف الظنون ، جلد دوم ، طبع اسلامبول ( صفحهء 377 ) .
( 2 ) - ناظم در تاريخ اين دفتر گفته :مثنوى هفتمين كز غيب جست * ششصد و هفتاد تاريخ ويستو از اين تاريخ كه ممكن است تحريف شده و در اصل ( هفتصد و هفتاد ) بوده باشد تا موقع اظهار كتاب 365 سال فاصله مىشود .
نسخهاى كه سند اين ضعيف در نقل اين اشعار بوده مثنوى طبع بولاق است كه در سنهء 1268 هجرى قمرى با ترجمهء تركى بحروف نستعليق چاپ شده است .