تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
لرزه‌اى بر دست و پايش اوفتاد * از سر وضع و اصول آن قباد
استعمال « البت » بجاى البته و « صاف گردد من جميع الوجه » و « استفاده مىكند » و « از سر وضع و اصول » تازه و عاميانه و به گفتهء ادبا استعمالى سوقى و سخت سست و بىمزه افتاده و بخصوص « از سر وضع و اصول » تركيبى پست و ركيك و بارد و به گفتهء شمس قيس « 1 » « ژاژيست كه هيچ خر نخايد » . سوم گويندهء اين مثنوى به فخر رازى معتقد بوده و او را يكى از سران دين و مردان يقين مىدانسته و در ثناء وى گفته است :
فخر رازى رحمة اللّه عليه * آن امين اللّه و موثوق اليه غير اين جمله براهين و دليل * بر كمال ذات خلاق جليل از كمال عقل فرد كم عليل * كرده اخراج او هزار و يك دليل
با اينكه مولانا و پدرش فخر رازى را بيرون از طور حقيقت شناخته و در آثار خود بوى طعنها زده‌اند و هرگز ممكن نبود كه با اختلاف مذاق و روش او را « امين اللّه » خوانند و راجع بدين مطلب در فصل نخستين « 2 » بحثى مستوفى به ميان آمد . چهارم وجود الفاظى مانند مولوى و مولاى روم كه مولانا در هيچيك از آثار ثابت خود به كنايت از خويش نمىآورد و همچنين ذكر فصوص و نصوص و تمسك باسرار اعداد كه بر خلاف طريقهء استدلال و روش اثباتى اوست درين كتاب بر بطلان « 3 » نسبت اين
هامش
( 1 ) - المعجم شمس قيس ، طبع طهران ( صفحهء 236 ) . ( 2 ) - صفحات 9 - 14 از همين كتاب . ( 3 ) - زيرا كلمهء مولوى تازه است و در عهد مولانا وى را بدان نام نمىخوانده‌اند و مولاناى روم هم لقبى است كه معاصرين به جهت احترام بر وى اطلاق مىكرده‌اند و نيز مولانا در هيچ‌يك از آثار خود نامى از كتب محيى الدين و پيروان وى نبرده است . و اما ذكر اسرار اعداد كه درين دفتر منحول معمولست از روش مولانا بدور مىباشد و در هيچ جا ذكرى از آن نكرده است بخصوص كه حساب گويندهء دفتر هفتم غلط درمىآيد چنان كه گويد :سغد الاعداد است هفت اى خوش هوس * زانكه تكميل عدد هفتست و بس گر شمارى حرف شمس الحق هفت * آنكه كار ما ازو بالا برفت هم ضياء الحق هفت اندر علوم * همچنين هفتى دگر مولاى رومو ما اگر فرض كنيم ( ق ) مشدد دو حرفست يا ( الف ) مكتوب را حساب كنيم آن‌وقت شمس الحق ( 7 ) حرف و ضياء الحق ( 8 ) حرف مىشود و با عدم يكى از اين دو فرض شمس الحق يك حرف كم مىآرد .