تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
بايد متوجه بود كه چون انتساب مردان بزرگ و علماء مشهور بمذهب يا طريقتى از وسائل رواج و انتشار آن در ميان عامه و خاصه بشمار مىرود بدين جهت طرفداران و پيروان هر كيش و آئين به‌ويژه آنان كه اقليت دارند مىكوشند تا بهر وسيله باشد بزرگان روزگار را از هواخواهان و هم‌كيشان خود معرفى نمايند و اين خود مقدمهء تحريف و اضافه و تأويل در اقوال و كتب و شرح احوال اين طبقه مىگردد و ممكن است حس مذهبى بعضى آن‌قدر تند باشد كه اين خيانت را جائز و مباح و موجب اجر اخروى و ثواب جزيل انگارند . گمان مىرود كه از اين راه تحريفات و اضافات بسيار در اشعار مولانا روى داده باشد ، مثلا مىدانيم كه مولانا « 1 » از علماء حنفيه و در فروع مذهب از پيروان امام اعظم ابو حنيفه بود و تربيت وى در مدارس حنفيان دست داد و خاندانش هم مذهب حنفى داشتند و اگر هم فرض كنيم كه وى شيعه بوده ناچار تصديق داريم كه شهر قونيه با اظهار تشيع و طريقهء تولا و تبرّا متناسب نبوده و مولانا از روى ضرورت مىبايست اصل تقيه را كار بندد نه آنكه مانند شعراء عهد صفويه روش تولا و تبرّا را موضوع شعر قرار دهد و بنابراين غزل ذيل :
اى سرور ميدان على مردان سلامت مىكنند * اى صفدر ميدان على مردان سلامت مىكنند
اگر بالتمام ساختگى نباشد قسمتهاى اخير آنكه متضمن اسامى ائمه اثنى عشر عليهم السلام است و علاوه بر ضعف و سستى با مذاق مردم آن عصر سازگار نمىنمايد به قوىترين احتمال « 2 » جعلى و الحاقى خواهد بود يكى ديگر از علل و اسباب تغيير و
هامش
( 1 ) - افلاكى روايت مىكند كه « چلبى ارموى بود و شافعى مذهب بود ، روزى در بندگى مولانا گفت مىخواهم كه بعد اليوم اقتدا بمذهب ابو حنيفه كنم از آنكه حضرت خداوندگار ما حنفى مذهب است » و ما اكنون دربارهء مذهب مولانا كه به گفتهء او :مذهب عاشق ز مذهبها جداست * عاشقان را مذهب و ملت خداستبحث نمىكنيم و مقصود ما آنست كه بدانيم او در فروع مذهب حنفى بوده است و برين سخن ادلهء بيشمار اقامه توان كرد . ( 2 ) - و از اين قبيل است غزلى كه مطلعش اينست :التجاى ما بشاه اولياست * آنكه نورش مشتق از نور خداست
زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 154 | بديع الزمان فروزانفر