خاطر تابناك و پرداختهء طبع فياض او نيست ، چه اولا اشعار بعضى از شعرا را كه در انتساب آن بديشان هيچ شك نيست در ديوان شمس آورده و گاهى در پايان غزل بيتى متضمن نام شمس افزودهاند تا نسبت آن بوى مقطوع گردد و ترديدى دست ندهد چنان كه ابياتى از جمال الدين اصفهانى و شمس طبسى و انورى « 1 » و 27 غزل از سلطان ولد فرزند مولانا كه تخلص ولد در همه مذكور است در ديوان چاپى و بعضى از نسخ خطى كليات ثبت نمودهاند . ثانيا در ضمن غزلهاى منسوب به مولانا اشعار شاعرى كه غالبا شمس تنها و گاهى شمس مشرقى تخلص مىكند درج شده و بر حسب احصاء دقيق متجاوز از 230 غزل كه ساختهء خيال اين شاعر است در كليات شمس موجود و نشانهء آنها بدين قرارست :
1 - عدهء ابيات آنها كم و مطابق عدهايست كه ادبا غزل را بدان محدود مىنمايند درصورتىكه اشعار مولانا غالبا از حد مقرر مىگذرد و به سرحد قصيدههاى طولانى مىرسد ،
2 - مضامين اشعار تازه نيست و تكراريست از افكار گذشتگان بر خلاف غزلهاى مولانا كه متضمن معنيهاى بديع و مضمونهاى جديد است ،
3 - در اين غزلها گوينده سروكار با اصطلاحات عرفانى از قبيل كثرت و وحدت و جمع و فرق و مطلق و مقيد و تعين و نظائر آن دارد و اساس افكار او مبتنى بر طريقهء محيى الدين و شبيه گفتار مغربى « 2 » شاعر است با آنكه مولانا در غزلهاى خود گرد اصطلاح كمتر مىگردد و حقائق عشق و عرفان را در صورت امثال و عبارات شاعرانهء مخصوص به خود جلوهگر مىسازد ،
هامش
( 1 ) - چنان كه اين غزل از جمال الدين اصفهانى ( المتوفى 588 ) :يا ترا من وفا بياموزم * يا من از تو جفا بياموزمو اين غزل از شمس الدين طبسى ( المتوفى 624 ) :از روى تو چون كرد صبا طره به يكسو * فرياد برآورد شب غاليهگيسوو قطعهء ذيل از انورى ( المتوفى 583 ) :اى بر همه سروران يگانه * بحر كرم تو بيكرانهدر ديوان شمس آوردهاند .
( 2 ) - ملا محمد شيرين مغربى از شعراى قرن هشتم و نهم است و در شعر طريقهاى خاص دارد ( وفاتش 809 ) .