علاوه بر اين روايت افلاكى تا حدى محل اشكال است ، چه ملك شمس الدين هندى « 1 » در اين روايت هيچكس نتواند بود مگر شمس الدين حسين صاحبديوان فارس كه پس از انقراض آل سلغر از طرف ايلخانان مغل اين سمت يافت و بنابراين او ملك ملك فارس نبوده و ناچار بايد اين عنوان را مبالغهآميز فرض كرد و نيز تاريخ نصب او به صاحبديوانى مطابق « 2 » نص و صاف مصادف بوده است با سنهء 671 و اين اگرچه با زندگانى مولانا و سعدى مباينتى ندارد ليكن چون افلاكى در ذيل همين روايت نقل مىكند كه شمس الدين بسيف الدين باخرزى « 3 » معتقد بود و اين غزل را نزد او فرستاد
هامش
( 1 ) - چه از روى اشعار معلوم مىگردد كه وى را با ابن شمس الدين ارتباطى بوده و در حق او مدائحى شيوا پرداخته است كه از آن جمله قصيدهايست بمطلع ذيل :احمد اللّه تعالى كه علىرغم حسود * خيل باز آمد و خيرش بنواصى معقودو اين قصيده را در كشمكشهاى ديوانيان پارس با يكديگر و نصب شمس الدين حسين بار ديگر بمشاغل ديوانى و بازگشت او از عراق بشيراز سروده و در اشاره بنصب و بازگشت او گفته است :خبر آورد مبشر كه ز بطنان عراق * وفد منصور همىآيد و رفد مرفود
پارس را حاكمى از غيب فرستاد خداى * پارسايان را ظلى بسر آمد ممدود
شمس دين سايهء آفاق و جمال اسلام * صدر ديوان و سر خيل و سپهدار جنود
صاحب عالم عادل حسن الخلق حسين * آنكه در عرصهء گيتى است نظيرش مفقودو در قصيده ديگر او را امير مشرق و مغرب مىخواند :عادل عالم امير شرق و غرب * سرور آفاق شمس الدين حسينو اين خطاب نظر بقدرت و نفوذ شمس الدين است و شعرا نظير اين تعبيرات بسيار دارند و با گفتهء افلاكى دربارهء او ( ملك ملك فارس ) تناسب دارد و شمس الدين حسين ما بين سنهء 685 و 690 بقتل رسيد .
و در تاريخ وصاف ذكر شمس الدين محمد بن مالك كه صاحب ثروت جهان بود و در شهور سنهء ست و سبعين و ستمائة بانفراد و استبداد ممالك فارس را صاحب مقاطعه شد و در سنهء تسع و تسعين و ستمائة در بيغوله انزوا و مقام ابتلا وجه چاشت و شامى از معاونت بندهزادگان خود مىيافت و نيز ذكر يكى از ديوانيان موسوم بشمس الدين ملك ديده مىشود كه در قصائد سعدى ذكر آنان نرفته است .
براى اطلاع از احوال اين سه تن رجوع كنيد به جلد دوم از تاريخ وصاف .
( 2 ) - تاريخ وصاف ، جلد دوم در ذيل تاريخ اتابكان فارس .
( 3 ) - شيخ سيف الدين باخرزى المتوفى 658 از خلفاء نجم الدين كبرى است ، رجوع كنيد بتاريخ گزيده ، چاپ عكسى ( صفحهء 789 و 791 ) و نفحات الانس جامى .
افلاكى نقل مىكند « گويند ملك شمس الدين از جمله معتقدان شيخ عالم قطب الحق
( بقيه در ذيل صفحهء 132 )