تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
بصفاء باطن وى بيفزود » . اين دو روايت كه از منابع قديم بما رسيده ثابت مىكند كه ميانهء اين دو بزرگ ملاقاتى دست داده و نتيجهء آن حسن اعتقاد سعدى بمولانا بوده است ليكن اين غزل سعدى :
از جان برون نيامده جانانت آرزوست * زنّار نابريده و ايمانت آرزوست
كه سراپا طعن و تعريض « 1 » و ظاهرا جواب اين غزل « 2 » مولانا باشد :
بنماى رخ كه باغ و گلستانم آرزوست * بگشاى لب كه قند فراوانم آرزوست
ممكن است در جزء اخير اين روايات يعنى اعتقاد سعدى بمولانا خدشه‌اى وارد سازد چنان كه اختلاف طريقهء اين دو نيز شاهد اين مدعا تواند بود .
هامش
( 1 ) - مانند اين ابيات از همين غزل :بر درگهى كه نوبت ارنى همىزنند * مورى نه‌اى و ملك سليمانت آرزوست مردى نه‌اى و خدمت مردى نكرده‌اى * و آنگاه صف صفهء مردانت آرزوست فرعون‌وار لاف انا الحق همىزنى * وانگاه قرب موسى عمرانت آرزوستو اين غزل را نيز جزو كليات شمس با مختصر تفاوت و اضافه‌اى در ابيات ( صفحهء 196 ) بطبع رسانيده‌اند و گمان مىرود كه اين غزل از سعدى باشد ولى بعضى اختلافات كه در اين غزل مشهود مىشود مخالف اين نظر نيست چه نظائر آن در اشعار شعراى ايران بسيار اتفاق افتاده است . يادآورى مىكنيم كه اين بيت« بر درگهى كه نوبت ارنى همىزنند »در كليات شمس بدين صورت ضبط شده :بر درگهى كه نوبت هب لى همىزنند * مورى نه‌اى و ملك سليمانت آرزوستو اين صحيح‌تر است چه ارنى مناسب موسى و هب لى مناسب سليمان و اشاره است به آيهءهَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُكه در قرآن از گفتهء سليمان وارد شده و ارنى اشاره است به آيت ديگر از گفتهء موسىرَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ .و باوجود آنكه اين غزل از شيخ سعدى باشد تناسب وزن و قافيت و رديف دليل آن نيست كه آن را به مجابات غزل مولانا و در طعن آن بزرگ سروده باشد و بىشبهت اين احتمالى ضعيف است كه با نصوص روايات برابرى نتواند كرد و نيز حكايت بوستان .شنيدم كه مرديست پاكيزه‌بوم * شناسا و رهرو در اقصاى روم( بوستان ، طبع بمبئى 1309 ، صفحهء 128 ) درباره مولانا سروده نشده است ، چه آن اخلاق كه شيخ سعدى از آن مرد نقل مىكند با آنچه از زندگانى و اخلاق مولانا جلال الدين مىدانيم به هيچ‌روى سازش ندارد و سعدى نيز برتر از آنست كه به كاملان و واصلان الهى تهمت بندد و از روى غرض سخن راند . ( 2 ) - بقيهء اين غزل را كه از غزلهاى دلكش و لطيف است در كليات شمس ( صفحهء 171 - 172 ) بخوانيد .