تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
با جميع اكابر و علما نگاهداشت مىكردند ، بعد از سماع اكمل الدين گفت كه اى خداوندگار راستين شيخ فخر الدين عراقى بعد از اين خوابهاى خوش خواهد ديدن اگر سر اين‌سو كند و خسبد آخرالامر ملحوظ نظر عنايت گشته به اجازت آن حضرت معين الدين پروانه شيخ فخر الدين عراقى را بجانب توقات روانه كرده خانقاهى عالى جهت او عمارت فرمود و شيخ خانقاه شد و پيوسته شيخ فخر الدين در سماع مدرسه حاضر شدى و دائما از عظمت مولانا گفتى و آهها زدى و گفتى او را كما ينبغى هيچ‌كس ادراك نكرد و در عالم غريب آمد و غريب بود و غريب رفت » .

شيخ نجم الدين رازى

نجم الدين ابو بكر عبد اللّه بن محمد مشهور به دايه « 1 » المتوفى 654 از مردم رى و يكى از خلفاء نجم الدين كبرى است كه تربيت او از طرف نجم الدين به خليفهء بزرگ او مجد الدين بغدادى واگذار شده بود و در موقع هجوم مغل « 2 » كه هركس توانائى داشت فرار برقرار اختيار مىكرد او هم از خراسان بهمدان گريخت و چون از آمدن تاتار خبر شد با بعضى از شاگردان خود باردبيل و آخرالامر بروم پناه برد و علاء الدين كيقباد مقدم او را گرامى داشت و شيخ نجم الدين كتاب مرصاد العباد را كه از بهترين كتب تصوفست به زبان فارسى و آن را سحر مطلق توان خواند « 3 » در آن ملك به رشتهء تحرير كشيد و او با شيخ صدر الدين و مولانا آميزش داشت و تنها اين حكايت در باب رابطهء او با مولانا در نفحات الانس به نظر رسيده و اينك ذكر مىشود : « گويند كه وقتى در يك مجلس جمع بودند « 4 » نماز شام قائم شد ، از وى التماس امامت كردند در هر دو ركعت سورهء قل يا ايها الكافرون خواند ، چون نماز تمام كردند
هامش
( 1 ) - براى اطلاع از احوال او رجوع كنيد بنفحات الانس و تاريخ گزيده ، چاپ عكسى ( صفحهء 791 ) . ( 2 ) - شرح اين واقعه به بيانى بليغ و عبارتى رائق در مقدمهء مرصاد العباد مذكور است ، كسانى كه مائلند از تأثير حملهء مغل در دلهاى ايرانيان آن روز آگاه شوند بدان مقدمه مراجعه نمايند ، مرصاد العباد ، طبع تهران 1312 ( صفحهء 8 - 16 ) . ( 3 ) - اين كتاب بنص مؤلف بتاريخ رمضان 618 در قيصريه آغاز شده و بتاريخ شنبه اول رجب 620 موقعى كه مؤلف در سيواس اقامت داشت به پايان رسيده است ، رجوع كنيد بمرصاد العباد ( صفحهء 15 و 311 ) . ( 4 ) - يعنى مولانا جلال الدين و صدر الدين قونوى و شيخ نجم الدين رازى .