تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
عمر دبيران معروف به كاتبى « 1 » ( المتوفى 675 ) پيوست تا اينكه در آن مجلس با استاد بزرگ خواجه نصير الدين محمد طوسى اتفاقا آشنا گرديد و ملازمت او اختيار كرد و معروف چنانست كه او در رصد مراغه يكى از دستياران خواجه بود « 2 » ولى نام او در مقدمهء زيج ايلخانى كه انشاء خواجه نصير الدين است مذكور نيست . قطب الدين در بسيارى از فنون اسلامى خاصه حكمت و شعب آن از الهى و طبيعى و طب و رياضى استادى ماهر بود و تأليفات او در رياضى و حكمت حائز اهميت بسيار و از آن جمله شرح حكمة الاشراق و شرح كليات قانون و نهاية الادراك و تحفهء شاهى و درة التاج همواره مطمح نظر علما بوده است . قطب الدين بممالك روم مسافرت كرد « 3 » و يك‌چند قاضى شهر سيواس بود و معين الدين پروانه بعلم و دانش وى اعتقاد داشت و در شهر قونيه او را با مولانا اتفاق ديدار افتاد . افلاكى در شرح اين ملاقات گويد « روزى قطب الدين شيرازى به زيارت مولانا آمده سؤال كرد كه راه شما چيست ؟ فرمود كه راه ما مردن و نقد خود را به آسمان بردن تا نميرى نرسى چنان كه صدر جهان گفت تا نمردى نبردى . قطب الدين گفت آه ! دريغا ! چكنم ، فرمود كه همين چكنم پس آنگاه در سماع آمد و اين رباعى فرمود :
گفتم چكنم گفت همين‌كه چكنم * گفتم به ازين چاره ببين كه چكنم
هامش
( 1 ) - نجم الدين از خاندان دبيران قزوينست و از علماء معروف قرن هفتم و او در رصد مراغه يكى از دستياران خواجه نصير الدين بود . كتاب حكمة العين و رسالهء شمسيه در منطق كه بنام شمس الدين جوينى تأليف كرده از مشهورترين آثار اوست و اينكه قطب الدين در مجلس كاتبى با خواجه نصير ديدار كرد در سلم السموات تأليف ابو القاسم كازرونى ذكر شده و مؤلف روضات الجنات ( جلد 3 ، صفحهء 533 ) اين مطلب را از آن كتاب نقل كرده است ولى از مقدمهء علامه بر شرح كليات قانون مىتوان استنباط كرد كه او خود به قصد استفاده بمحضر خواجه نصير الدين روى آورده است و اينك عبارت علامه « توجهت تلقاء مدينة العلم و شطر كعبة الحكمة و هى الحضرة العلية القدسية و السدة السنية الزكية الفيلسوفية الاستاذية النصيرية » و مؤيد آن گفتهء سيوطى است در بغية الوعاة ، طبع مصر ( صفحهء 389 ) ثم سافر الى النصير الطوسى فقرا عليه و برع . ( 2 ) - روضات الجنات ، جلد 4 ، طبع ايران ( صفحهء 510 ) . ( 3 ) - ذكر مسافرت وى بممالك روم در مقدمهء شرح كليات مشاهده مىشود و پس از آن در سنهء 681 بعنوان رسالت از طرف سلطان احمد بجانب مصر سفر كرده است .