تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
مانند سعد الدين حموى « 1 » و مؤيد الدين جندى « 2 » و فخر الدين عراقى با وى همنشين بوده و اصول تصوف را از وى فراگرفته‌اند . تأليفات او در تصوف مانند مفتاح الغيب و نصوص و فكوك و نفحات الهيه همواره مرجع دانشمندان بوده و آنها را از روى تعمق خوانده و شرح مىكرده‌اند . ابتدا شيخ صدر الدين منكر مولانا بوده ولى آخرالامر به وسيلت شيخ سراج الدين « 3 » كه ذكر او بيايد سر به حلقهء مخلصان مولانا درآورد و چون از مجلس برآمد گفت « اين مرد مؤيد من عند اللّه است و از جمله مستوران قباب غيرت » و بعد از اين ميانهء اين دو بزرگ رابطهء دوستى برقرار بود چنان كه وقتى حكايت سيرت مولانا به ميان آمد « شيخ صدر الدين بصدقى تمام و ايقان كلى شوركنان فرمود كه اگر بايزيد و جنيد در اين عهد بودندى غاشيهء اين مرد مردانه را گرفتندى و منت بر جان نهادندى همچنان خوان‌سالار فقر محمدى اوست ما بطفيل او ذوق مىكنيم و همگى شوق و ذوق ما از قدم مبارك اوست » . « روزى در خدمت شيخ اكابر بسيار نشسته بودند از ناگاه از دور حضرت مولانا پيدا شد ، شيخ برخاست و با جميع اكابر استقبال مولانا كرده همانا كه بر كنار صفه بنشست ، شيخ بسيار تكلف كرد كه البته بر سر سجاده نشيند ، فرمود كه نشايد به خدا چه جواب گويم گفتا تا در نيمهء سجاده حضرت مولانا نشيند و در نيمهء ديگر بنده ، گفت نتوانم شيخ گفت سجاده‌اى كه به خداوندگار به كار نيايد بما نيز نشايد سجاده را درنورديد و بينداخت » همچنان‌كه شيخ صدر الدين در حرمت مولانا مىكوشيد او نيز شيخ را عظيم حرمت مىنهاد ، به روايت جامى « جماعتى از خدمت مولوى التماس امامت كردند و خدمت شيخ صدر الدين قونوى نيز در آن جماعت بود گفت ما مردم ابداليم به هر جاى كه مىرسيم مىنشينيم و مىخيزيم ، امامت را ارباب تصوف و تمكين لائقند به خدمت شيخ صدر الدين اشارت كرد تا امام شد ، فرمود من صلى خلف امام تقى فكانما
هامش
( 1 ) - شيخ سعد الدين محمد بن المؤيد 587 - 650 از اصحاب شيخ نجم الدين كبرى است و او را با محيى الدين عربى اتفاق مصاحبت افتاد ، تصانيف او اكثر رمز و غير قابل حل است به فارسى و عربى اشعار دارد و حمد اللّه مستوفى وفات او را به سال 658 شمرده است . ( 2 ) - از مريدان و شاگردان شيخ صدر الدين بود ، براى اطلاع از احوال او رجوع كنيد بنفحات الانس . ( 3 ) - مناقب افلاكى .