تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
چون مجلد اول به انجام رسيد حرم حسام الدين درگذشت « 1 » و او پراكنده‌دل و مشغول خاطر گرديد و طبع مولانا هم كه طالب و مشترى نمىديد از ملولان روى دركشيد و دو سال تمام نظم مثنوى بتعويق افتاد تا بار ديگر تفرق خاطر چلبى بجمعيت بدل شد و خواهان آغاز نظم و انجام مثنوى گرديد . و چون جزء دوم مثنوى در سال 622 شروع شده « 2 » و دو سال « 3 » تمام هم ما بين اتمام جزو اول و آغاز دفتر دوم فاصله بوده است ، پس بايد دفتر اول ميانهء سال 657 - 660 آغاز شده باشد . از تاريخ 622 تا موقعى كه جلد ششم به انجام رسيد و ظاهرا تا اواخر عمر مولانا بنظم مثنوى مشغول بود و چلبى و ديگران مىنوشتند و در مجالس خوانده مىشد چنان كه تفصيل آن بيايد . صحبت « 4 » مولانا با چلبى 15 سال امتداد يافت و ياران از اثر صحبت آن شيخ كامل و اين « 5 » طالب مشتهى موائد فوائد مىبردند و به ارادت تمام به خدمت آنان مسابقت مىورزيدند و اين 15 سال مولانا از هجوم و آشوب ناقصان تا حدى آسوده‌خاطر بود و همين آسايش براحت ابد و اتصال مولانا بعالم قدس منتهى گرديد .
هامش
( 1 ) - مناقب افلاكى و نفحات الانس . ( 2 ) - مولانا گويد :مثنوى كه صيقل ارواح بود * بازگشتش روز استفتاح بود مطلع تاريخ اين سودا و سود * سال هجرت ششصد و شصت و دو بودمثنوى ، دفتر دوم ، چاپ علاء الدوله ( صفحهء 105 ) . ( 3 ) - مناقب العارفين و نفحات الانس . ( 4 ) - در ولدنامه و مناقب العارفين مدت اين مصاحبت هم ده سال آمده و آن سهو است مگر ببعضى روايات كه وفات صلاح - را به سال 662 گرفته‌اند و آن نيز به قوت مورد ترديد مىباشد . ( 5 ) - اشاره است بدين بيت :شيخ كامل بود و طالب مشتهى * مرد چابك بود و مركب درگهىمثنوى ، دفتر اول ، چاپ علاء الدوله ( صفحهء 93 ) .