بر فرط عنايت مولانا حسد نمىبردند و بر خلافت چلبى انكار ننمودند و همه در پيشگاه او سر نهادند .
گذشته از آنكه چلبى خلافت مولانا و سمت مقدمى و پيشوائى مريدان داشت به پايمردى تاج الدين « 1 » معتز شيخ خانقاه ضياء الدين وزير نيز گرديد و اگرچه در روز اجلاس او بشيخى بعضى كمر مخالفت در بستند و فتنه برخاست ولى آخرالامر هواخواهان چلبى غالب آمدند و او صاحب دو مسند گرديد .
بقيهء پاورقى از ذيل صفحهء 105
هامش
هريكى زخم خورده بود اول * شده نادم از آن خطا و زلل
گشته بودند با ادب جمله * زان نكردند هم برين حمله
خورده بودند زخمها ز انكار * همه كردند ز آن خطا اقرار
ز اولين ضربت قوى خوردند * در دوم فتنه كمترك كردند
در سوم نرم ( و ) با ادب گشتند * بىحسد رام مرد رب گشتند
كس از آن قوم سركشى ننمود * هريكى امر را ز جان بشنود( 1 ) - تفصيل اين واقعه از مناقب افلاكى نقل مىشود « در زمان مولانا شيخى بود بزرگ و اندر دو خانقاه شيخ بود قضا را آن درويش درگذشت و اميركبير تاج الدين معتز مصلحت چنان ديد كه تقرير خانقاه را ضياء الدين وزير ( و الاصح خانقاه ضياء الدين وزير را چنان كه از دنباله سخن مفهوم مىشود ) بنام چلبى حسام الدين بنويسد و از سلطان فرمان بستد بعد از آنكه فرمان نفاذ يافت امير تاج الدين اجتماعى عظيم كرده اجلاس بىنظير ساخت و به حضرت مولانا اعلام كردند كه خانقاه ضياء الدين وزير به حضرت چلبى تعلق گرفت ، مولانا با جميع ياران برخاست و روانه شد ، نفيس الدين گفت ( راوى اين حكايت اوست ) سجادهء چلبى من بر دوش گرفته بودم مولانا از من بستد و بر دوش خود انداخت ، چون بخانقاه درآمد فرمود تا سجاده را بر صدر صفه گستردند ، اخى احمد كه از جمله جبابرهء زمان بود و سر دفتر رندان بود در آن اجلاس آمده از غايت حقد و تعصب نمىخواست - كه چلبى در آن خانقاه شيخ شود ، از ناگاه برخاست و سجاده را درنورديد كه ما او را بشيخى قبول نمىكنيم همانا كه خلق عالم درهم رفتند و اخيان معتبر كه به خاندان اخى ترك و اخى بشاره منسوب بودند مثل اخى قيصر و اخى چوپان و اخى محمد سيدى و غيرهم دست به شمشير و كارد نهادند و امراى فريد قصد قتل رنود مريد كردند ، حضرت هيچ نفرمود همچنان نعره بزد و از خانقاه بيرون آمد و اخى احمد را مردود و مطرود كرده به بندگى قبول نفرمود ، آن بىادبى را بسمع سلطان رسانيدند مىخواست كه او را بقتل آورد مولانا رضا نداد و عاقبت چلبى حسام الدين هم در خانقاه ضياء الدين وزير باستقلال تمام شيخ شد » .