تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

آغاز نظم مثنوى

بهترين يادگار ايام صحبت مولانا با حسام الدين بىگمان نظم مثنويست كه يكى از مهم‌ترين آثار ادبى ايران و بىهيچ شبهتى بزرگترين و عالىترين آثار متصوفهء اسلام مىباشد و سبب افاضه و علت افادهء اين فيض عظيم از وجود مولانا همانا حسام الدين چلبى بوده است باتفاق روايات چون چلبى ديد كه ياران مولانا بيشتر به قرائت آثار شيخ عطار و سنائى مشغولند و غزليات مولانا اگرچه بسيار است ولى هنوز اثرى كه مشتمل بر حقائق تصوف و دقائق آداب سلوك باشد از طبع مولانا سر نزده است بدين جهت منتظر فرصت بود تا شبى مولانا را در خلوت يافت و از بسيارى غزليات سخن راند و درخواست نمود تا كتابى به طرز الهى نامهء سنائى « 1 » ( يعنى حديقه ) يا منطق الطير
هامش
( 1 ) - مقصود از الهىنامه در مثنوى مولانا و مناقب العارفين بىشك حديقهء سنائى است نه كتاب ديگر از انشاء سنائى و نه الهىنامه عطار چه اولا هيچ‌يك از تذكره‌نويسان كتابى بنام الهىنامه به سنائى نسبت نداده‌اند ثانيا شرحى كه مولانا در اين ابيات :اين دهان بستى دهانى باز شد * كو خورندهء لقمهاى راز شد گر ز شير ديو تن را وابرى * در فطام او بسى حلوا خورى ترك جوشى كرده‌ام من نيم خام * از حكيم غزنوى بشنو تمام در الهىنامه گويد شرح اين * آن حكيم غيب و فخر العارفينبه الهىنامه احاله مىكند در اين ابيات حديقه ملاحظه مىشود :آن نه بينى كه پيشتر ز وجود * كه ترا كرد در رحم موجود روزيت داد نه مه از خونى * كرد كار حكيم بىچونى در شكم مادرت همىپرورد * بعد نه ماه در وجود آورد آن در رزق چست بر تو ببست * دو در بهترت بداد به دست بعد از آن الف داد با پستان * روز و شب پيش تو دو چشمه روان گفت كاين هر دوان همىآشام * كل هنيئا كه نيست بر تو حرام چون نمودت فطام بعد دو سال * شد دگرگون تو را همه احوال داد رزق تو از دو دست و دو پاى * زين بگير و از آن برو هر جاى گر دو در بسته كرد بر تو رواست * عوض دو چهار در برجاست زين ستان زان برو به پيروزى * گرد عالم همىطلب روزى چون اجل ناگهان فراز آيد * كار دنيا همه مجاز آيد بازماند دو دست و پا از كار * بدل چار بدهدت ناچار در لحد هر چهار بسته شود * هشت جنت تو را خجسته شود هشت در خلد بر تو بگشايند * حور و غلمان ترا به پيش آيندو نيز اينكه مولانا گويد :
زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 107 | بديع الزمان فروزانفر