آغاز نظم مثنوى
بهترين يادگار ايام صحبت مولانا با حسام الدين بىگمان نظم مثنويست كه يكى از مهمترين آثار ادبى ايران و بىهيچ شبهتى بزرگترين و عالىترين آثار متصوفهء اسلام مىباشد و سبب افاضه و علت افادهء اين فيض عظيم از وجود مولانا همانا حسام الدين چلبى بوده است باتفاق روايات چون چلبى ديد كه ياران مولانا بيشتر به قرائت آثار شيخ عطار و سنائى مشغولند و غزليات مولانا اگرچه بسيار است ولى هنوز اثرى كه مشتمل بر حقائق تصوف و دقائق آداب سلوك باشد از طبع مولانا سر نزده است بدين جهت منتظر فرصت بود تا شبى مولانا را در خلوت يافت و از بسيارى غزليات سخن راند و درخواست نمود تا كتابى به طرز الهى نامهء سنائى « 1 » ( يعنى حديقه ) يا منطق الطير
هامش
( 1 ) - مقصود از الهىنامه در مثنوى مولانا و مناقب العارفين بىشك حديقهء سنائى است نه كتاب ديگر از انشاء سنائى و نه الهىنامه عطار چه اولا هيچيك از تذكرهنويسان كتابى بنام الهىنامه به سنائى نسبت ندادهاند ثانيا شرحى كه مولانا در اين ابيات :اين دهان بستى دهانى باز شد * كو خورندهء لقمهاى راز شد
گر ز شير ديو تن را وابرى * در فطام او بسى حلوا خورى
ترك جوشى كردهام من نيم خام * از حكيم غزنوى بشنو تمام
در الهىنامه گويد شرح اين * آن حكيم غيب و فخر العارفينبه الهىنامه احاله مىكند در اين ابيات حديقه ملاحظه مىشود :آن نه بينى كه پيشتر ز وجود * كه ترا كرد در رحم موجود
روزيت داد نه مه از خونى * كرد كار حكيم بىچونى
در شكم مادرت همىپرورد * بعد نه ماه در وجود آورد
آن در رزق چست بر تو ببست * دو در بهترت بداد به دست
بعد از آن الف داد با پستان * روز و شب پيش تو دو چشمه روان
گفت كاين هر دوان همىآشام * كل هنيئا كه نيست بر تو حرام
چون نمودت فطام بعد دو سال * شد دگرگون تو را همه احوال
داد رزق تو از دو دست و دو پاى * زين بگير و از آن برو هر جاى
گر دو در بسته كرد بر تو رواست * عوض دو چهار در برجاست
زين ستان زان برو به پيروزى * گرد عالم همىطلب روزى
چون اجل ناگهان فراز آيد * كار دنيا همه مجاز آيد
بازماند دو دست و پا از كار * بدل چار بدهدت ناچار
در لحد هر چهار بسته شود * هشت جنت تو را خجسته شود
هشت در خلد بر تو بگشايند * حور و غلمان ترا به پيش آيندو نيز اينكه مولانا گويد :