علاوه بر لقب حسام الدين و عنوان چلبى او بابن اخى ترك نيز معروف بوده و علت اين شهرت آنست كه پدران وى از سران طريقه فتوت و فتوتآموز فتيان « 1 » و جوانمردان بودهاند و چون اين طائفه بشيخ خود اخى مىگفتهاند بنام اخيه يا اخيان
هامش
( 1 ) - فتوت در لغت بمعنى جوانى و جوانمردى يعنى مجموع مردى و مردمى است و آن يكى از مقامات عارفين و مراحل طريقت و تصوف است و در اصطلاح اين طائفه اسم است براى مقام دلى كه از صفات نفسانى صافى شده باشد و آن را بر سه درجه كردهاند ولى بعدها و على التحقيق در قرن ششم فتوت طريقهاى مستقل و داراى شرائط و اركان و تشكيلات جداگانه بوده كه با تصوف تفاوت بسيار دارد و در حقيقت طريقهء عياران كه مسلما در اواخر قرن دوم وجود داشته و اصول و روش مخصوصى در زندگانى داشتهاند با مقدارى از اصول تصوف به يكديگر آميخته و فتوت بوجود آمده است .
چنان كه در طريق تصوف بشيخ حاجت است در روش فتوت هم اخى جانشين شيخ و قطب مىباشد و بجاى خرقه كه شعار صوفيانست فتيان و جوانمردان سراويل را ( زيرجامه ) شعار خود كرده و هريك كمر بسته شخصى كه او را پير شد ( كمر بستن ) مىخوانند بودهاند و سند سراويل فتوت مانند سند خرقه به امير المؤمنين على كه در اصطلاح اين طائفه قطب فتوت است مىرسد .
در طريقه تصوف بيشتر بلكه تمام همت سالك برياضات نفسانى مصروف است و در برابر آن فتيان و جوانمردان در ورزشهاى بدنى از قبيل تيراندازى و شمشيربازى و ناوهكشى و كشتى گرفتن و استعمال گرز و امثاله ساعى و كوشا بودهاند و هريك كلاهى بلند كه از نوك آن پارچهء باريك و دراز آويخته مىشد پوشيده و موزه در پاى كرده خنجر يا كاردى بكمر مىزدهاند و روزها در طلب معاش كوشيده دخل روز را با خود بمجلس و لنگر كه محل اخى و موضع اجتماع شبانهء فتيان بوده مىآورده و با يكديگر صرف مىنمودهاند ، مهماندارى و خدمت به دوستان و پاسبانى رعيت و اهل محل كار عمدهء آنان بشمار مىرفته است .
مقدم و رئيس اين طايفه را اخى مىگفتهاند براى نيل بدين مرتبه ظاهرا شرائط بسيار لازم نبوده است بلكه هركس كه اهل فتوت به روى اتفاق مىنمودند بدين مرتبه مىرسيد و موظف بود كه زاويهاى بسازد و لوازم آن از چراغ و فرش و غيره فراهم نمايد و فتيان چنان كه گفته شد از مداخل روز مخارج شب را تهيه مىديدند و پس از تناول غذا به غنا و رقص شب را بروز مىآوردند . بعضى از مردم آن عصر هم فرزندان خود را براى تربيت و تكميل قواى بدنى به اخيان مىسپردند بدين جهت لنگرها مركز فساد اخلاق شده بود و اوحدى مراغهاى بسبب همين واقعه فتوتداران را مذمت كرده است .
فتيان اعمال عجيب و اسرارى مخصوص به خود داشته و براى غالب اسباب و ابزار فتوت رموزى قائل بودهاند . در ممالك سلجوقى روم در قرن هفتم و هشتم هيچ شهرى از چندين فتوتخانه خالى نبوده و ابن بطوطه در مسافرت خود غالب مواقع را به مهمانى آنان روز مىگذارده است . عياران كه در افسانههاى فارسى قرون متأخر از قبيل اسكندرنامه و رموز حمزه وقايع و احوال آنان ديده مىشود از همين جمعيت بودهاند و زورخانهكاران كه تا عهد حاضر وجود دارند از بقاياى آنان مىباشد . براى اطلاع بيشتر از احوال فتيان و معانى فتوت رجوع كنيد به رساله قشيريه و منازل السائرين و فتوتنامهء سلطانى و قابوسنامه و رحلهء ابن بطوطه و جام جم اوحدى و تاريخ طبرى و كامل ابن الاثير .