تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
« مقالات » « 1 » و ديگر ده فصل از معارف و لطائف اقوال وى كه افلاكى در ضمن كتاب خود « مناقب العارفين » نقل كرده است و اين هر دو يادداشتهائى است كه مريدان از سخنان شمس فراهم كرده و صورت تدوين بخشيده‌اند . اما مقالات عبارت است از مجموع آنچه شمس در مجالس بيان كرده و سؤال و جوابهائى كه ميانهء او و مولانا يا مريدان و منكران رد و بدل شده و از گسيختگى و بريدگى عبارات و مطالب پيداست كه اين كتاب را شمس الدين خود تأليف ننموده بلكه همان يادداشتهاى روزانهء مريدان است كه با كمال بىترتيبى فراهم نموده‌اند . قابل انكار نيست كه مرموزترين فصول تاريخ زندگانى مولانا همان داستان پيوستگى و ارتباط او با شمس تبريزى مىباشد كه بسبب نبودن اطلاع و آگاهى از چگونگى آن غالب متقدمين و متأخرين آن حكايت را بطور افسانه و دور از مرحلهء واقع نوشته بودند . اينك كتاب مقالات پرده از روى بسيارى ازين رموز و اسرار برمىدارد و علت ارتباط و فريفتگى مولانا را بشمس تا حدى واضح مىسازد و بر خلاف آنچه مشهور است
هامش
( 1 ) - نسخهء اصلى اين كتاب نفيس در كتابخانهء قونيه محفوظ است و آن مشتمل است بر 119 صفحه به طول 20 و بعرض 15 سانتيمتر و رسم الخط و روش املا گواهى مىدهد كه در زمانى نزديك بقرن هفتم نوشته شده است ، ولى نظر به‌آنكه متصدى تأليف اين كتاب يادداشت‌هاى منظم و كاملى در دست نداشته اولا غالب عبارات مقطوع و بريده و نامرتبط واقع گرديده ، ثانيا قسمتى از مطالب تكرار شده و چون پاره‌اى از اين مكررات نسبت به سابق يا لاحق خود كامل‌تر يا ناقص‌تر مشاهده مىشود مىتوان احتمال داد كه اصل يادداشتها بوسيلهء دو كس يا چند كس تهيه شده ، ليكن مؤلف و جامع آنها دقت و مراقبت صحيحى در نظم و ترتيب آنها ننموده است چنان كه خواننده به‌يك‌بار مطالعه از مزايا و فوائد اين كتاب برخوردار نمىگردد و ناچار بايد چند مرتبه با امعان و انعام نظر در مدت متوالى از آغاز تا به انجام مطالعه كند . علاوه بر بىنظمى تأليف در موقع صحافى هم بعضى از اوراق اصل پس و پيش افتاده اسباب تشويش خاطر مىگردد . گذشته از همهء اين‌ها چون اكثر مطالب كتاب مربوط است بجزئيات زندگانى و افكار مولانا و شمس الدين بالضروره كسانى كه از تاريخ حيات اين دو بزرگ و تعليمات عقلى آنان اطلاع كافى ندارند از خواندن مقالات حظ وافى نمىبرند ، ولى پس از آگاهى لازم خويش را هنگام مطالعه در بوستانى آراسته و دل‌گشا خواهند يافت . ناگفته نماند كه كاتب نسخه هم تا حدى در اجمال و ابهام آن كوشيده و اكثر يا همهء اسامى را بطريق رمز نوشته است مثلا ( م ) بجاى مولانا و ( ش ) بجاى شمس و ( خ ) بعوض خداوندگار يا خدا . مقالات بدين عبارت « پير محمد را پرسيد همه خرقه كامل تبريزى » آغاز و بدين جمله « اما اين قرآن كه براى عوام گفته است جهت امر و نهى و راه نمودن ذوق دگر دارد و آنك با خواص مىگويد ذوق دگر و اللّه اعلم » ختم مىشود .