خونخوار آنها پيدا كند . به همين جهت هر ايرانى باهوش ايران دوستى كه در سيصد سال نخست از صدر اسلام پيدا مىشد اصولى از خويشتن مىآورد و گروهى به او مىگرويدند و فرقهاى از نو تشكيل مىشد و اين گيرودار تا پايان قرن نهم كه صفويه بار ديگر همهء ايران را بدست گرفتند و همهء ايرانيان را هم زبان و هم خوى و هم داستان كردند باقى بود . تا پايان قرن پنجم ايرانيان بيشتر حنفى بودند . سلجوقيان كه به روى كار آمدند چون شافعيان نيشابور از نخست با ايشان يارى كرده بودند و خود را از نعمتپروردهء شافعيان مىدانستند عمال دربار خود را از ايشان برگزيدند و خود بدان طريقه گرويدند و به همين جهت سلجوقيان در انتشار طريقهء شافعى بسيار كوشيدند و از آن پس بيشتر ايرانيان شافعى بودند . در اين ميان فرق ديگر در نواحى مختلف ايران بودهاند . در طبرستان و گيلان و ديلمستان و گرگان و رى زيديه فراوان بودند . در ناحيهء بيهق كه همان ناحيهء سبزوار كنونى باشد شيعهء جعفرى اكثريت داشتند . اسماعيليه نخست در قهستان و در نواحى طبس بودند و پس از آن در نواحى رودبار و طارم و الموت در اطراف قزوين تا حدود گيلان گرد آمدند و دربار اسماعيليه در الموت رونق گرفت .
كراميان در جنوب خراسان و در بعضى نواحى ماوراءالنهر و خوارزم بودند . فرق ديگر مانند معتزليان و رافضيان و حنبليان و خوارج نيز جسته جسته در نواحى مختلف ايران مراكزى داشتهاند و شمارهء اين فرق مختلف پيش از صفويه در ايران به اندازهاى است كه كتابى جداگانه مىخواهد . صوفيه در اين ميان خود را ما فوق اين همهء فرق مىدانستند و اساسا تصوف به مسلك بيشتر شبيه بوده است تا به مذهب و در حقيقت فرقهء سياسى يا فرقهء اجتماعى بوده كه با هيچيك از فرق ديگر دشمنى و مخالفت نداشته و همه را به يك چشم مىديده و حتى گبر و يهود و ترسا را هم معارض خود نمىدانسته است . تصوف فقط در اصول عقايد وارد مىشده و به فروع كارى نداشته است به همين جهت صوفيه در فروع گاهى پيرو
زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: سعيد نفيسى
ص٨٩