فروع شافعيان و گاهى پيرو فروع حنفيان و زمانى پيرو مالكيان و گاهى پيرو حنبليان و زمانى پيرو شيعه بودهاند و بسته به اينكه هر ناحيهاى اكثريت با كدام فرقه بوده است پيروى از فروع همان فرقه مىكردهاند . عبد اللّه انصارى كه از بزرگان متصوفه ايران است حنبلى بوده . به جز وى تا قرن ششم همهء بزرگان صوفيهء ايران حنفى بودهاند و نجم الدين كبرى و پيروان وى همه شافعى بودهاند يعنى صوفيهء ايران يا به فروع حنفى و يا به فروع شافعى رفتار مىكردهاند و در ميان ايشان كسانى كه به فروع شيعه عمل كرده باشند ظاهرا جز قطب الدين حيدر ديگر كسى نبوده است و تنها از قرن هشتم از زمان شاه نعمة اللّه ولى به بعد طريقهء نعمت اللهى به فروع شيعه عمل كرده است .
مؤلف مجالس المؤمنين كه به شيعهتراشى معروف است كوشيده است كه عطار را هم شيعه كند و دليلى كه آورده اشعارى است كه از او در منقبت علىّ بن ابى طالب نقل كرده است غافل از اينكه برخى از آن اشعار از فريد الدين عطار نيشابورى كه مورد بحث ماست نيست و از ديگرى است كه پس از اين دربارهء او بحث خواهم كرد وانگهى صوفيه هرگز دربارهء هيچيك از خلفاى چهارگانه غلو نكردهاند و يكى را بر ديگرى ترجيح ندادهاند و به همين جهت در آثار عطار مدح هر چهار يار آمده است ، منتهى در بعضى از مثنويهاى او كه اخيرا در طهران چاپ كردهاند گويا عمدا مناقب سه خليفهء نخست را حذف كردهاند . دقت در آثار عطار مىرساند كه وى به مراحل طريقت كاملا معتقد بوده و نيز به اتحاد خدا و محو شدن در خدا اعتقاد داشته و به منتهى درجه از اين جهان وارسته بوده است چنانكه در آثار خويش بىاعتنائى صرف به همهء معاصران خود نشان داده و مطلقا نامى از هيچكس نه به خوبى و نه به بدى نمىبرد و اگر يكى دو سه جا اثرى از مدايح در اشعار او ديده مىشود قطعا از اشعارى است كه در آغاز عمر خود سروده و از دورهاى است كه هنوز به اين وارستگى مطلق نرسيده بوده است . اين بىنيازى
زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: سعيد نفيسى
ص٩٠