تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
گفت كودك گريه‌ام ز آنست زار * كه مرا مادر در آن شهر و ديار از توم تهديد كردى هر زمان * بينمت در دست محمود ارسلان پس پدر مر مادرم را در جواب * جنگ كردى كين چه خشمست و عذاب مىنيابى هيچ نفرينى دگر * زين چنين نفرين مهلك سهل‌تر سخت بىرحمى و بس سنگين‌دلى * كه به صد شمشير او را قاتلى من ز گفت هر دو حيران گشتمى * در دل افتادى مرا بيم و غمى تا چه دوزخ‌خوست محمود اى عجب * كه مثل گشتست در ويل و كرب من همىلرزيد مى از بيم تو * غافل از اكرام و از تعظيم تو مادرم كو تا ببيند اين زمان * مر مرا بر تخت اى شاه جهان
اصل اين حكايت كه عطار در مصيبت‌نامه آورده بدين گونه است :
لشكر محمود نيرو يافتند * در ظفر يك طفل هندو يافتند طرفه شكلى داشت آن طفل سياه * از ملاحت فتنهء او شد سپاه آخرش بردند پيش شهريار * عاشق او گشت شاه نامدار همچو آتش گرم شد در كار او * يك‌نفس نشكيفت از ديدار او هر زمان شاخ نو از بختش نشاند * لاجرم با خويش بر تختش نشاند در و گوهر ريخت در پيشش بسى * وعدهء خوش داد از خويشش بسى طفل هندو در ميان عز و ناز * كرد چون ابر بهارى گريه ساز شاه گفتش از چه مىگريى برم * گفت از آن گريم كه گهگه مادرم كردى از محمودم از صد گونه بيم * گفتى او بدهد سزاى تو مقيم زان همىگريم كه چندين گاه من * بودم از محمود نى آگاه من مادرم كو تا براندازد نظر * پيش شه بيند مرا بر تخت زر اى دريغا بىخبر بودم بسى * زنده بىمحمود چون ماند كسى
فتح اللّه خان شيبانى شاعر بزرگ قرن گذشته 1274 قمرى قبر عطار را زيارت