كرده و پس از آن در 1300 گفته است « 1 » :
من از عطار ديدم در نيشابور * همان كان ديد موسى در كه طور
هنوز آن بوى معنى در دماغم * دهد از عالم صورت فراغم
چنان خاكش به بوئى كرد مستم * كه خمهاى طبيعت را شكستم
كنون نزديك سى سالست كان بو * همىدارد مرا سرگشته چون گو
گهى بر بوى او خوانم لسانش * گهى جويم به مظهر در نشانش « 2 »
و گر غافل شوم روزى ازين بوى * همان بوى آردم اندر تكاپوى
مرحوم حاج ميرزا عبد المجيد ملك الكلام مجدى كردستانى متوفى در 1305 شمسى شاعر نامى زمانهاى اخير در 1342 قمرى بر صدر نسخهاى از ديوان عطار كه از آن من است اين رباعى را از گفتار خود به خط خويش نوشته است :
عطار بود كاشف اسرار وجود * وز فيض خداست چون سنائى مجدود
پيوسته كلام او چو مصحف بر خوان * كو اهل شكوك را كند اهل شهود
عقايد و افكار
از نخستين روزى كه فرق مختلف اسلام روى كار آمدند در ايران پيروان بسيار يافتند . اصلا تأسيس فرقهها و طريقههاى مختلف در اسلام كار ايرانيان است . دليل آن بسيار روشن است : ملتى كه پيش از غلبهء تازيان هزار و دويست سال باشكوه و جلال و كامروائى بسيار در جهان زيسته و تمدن درخشانى چون تمدن هخامنشى و ساسانى آورده بود بسيار دشوارش بود كه به استيلاى بيگانهاى كه از آن همه اصول يكسره عارى بود تن در دهد و به همين جهت مىكوشيد راه گريزى از فشار جانفرساى خليفهء دمشق يا خليفهء بغداد و كاركنان ستمگر تاراجگر
هامش
( 1 ) - مقدمهء مظهر العجائب چاپ طهران 1323 ص 23 - 24
( 2 ) - اشاره به دو مثنوى لسان الغيب و مظهر العجائب است كه به خطابه فريد الدين عطار نسبت مىدهند .