گذشته از اين كه اين عطار تونى در قرن نهم مىزيسته و بيش از دويست سال پس از نجم الدين كبرى بوده و نجم الدين كبرى هم از بزرگان مشايخ صوفيهء شافعيست همينقدر تصور كنيد كه نجم الدين كبرى آن عارف مشهور و آن مرد بزرگوارى كه كوچكترين كار او اين است كه در راه سرزمين پدران خويش و در راه عقيده و كيش خود در جنگ و جهاد با مغولان كشته شده است و كسى كه در زندگى خود هزاران مرد بزرگ در حلقهء مريدان او بودهاند كودكى نابالغ را بنشاند و برو ذكر تلقين كند و به او بسپارد كه آن ذكر را به كسى بروز ندهد !
در هر صورت هيچ ترديدى نيست كه مردى بوده است جعال در قرن نهم كه خود را فريد الدين محمد عطار مىخوانده و از مردم تون بوده و در مشهد مىزيسته و چندين كتاب سست و بىمغز مانند اشترنامه يا بلبلنامه و بىسرنامه و ترجمة الاحاديث يا مواعظ و جواهر الذات و حلاجنامه يا منصورنامه و يا هيلاجنامه و خياطنامه و سى فصل و كنز الاسرار و كنز الحقائق و گل و هرمز و لسان الغيب و مظهر العجائب و معراجنامه و مفتاح الفتوح و وصلتنامه ساخته كه به هيچ وجه از فريد الدين عطار نيشابورى نيست و در ضمن كتابهاى عطار را هم به خود بسته است و در ميان او و عطار نيشابورى اندك شباهتى نيست
تكمله
در باب ركن الدين اسكافى كه پيش از اين شرحى آمده است چون در بيشتر از نسخههاى خطى آثار عطار نسبت او را اسكافى نوشتهاند پيروى از آنها كردم ولى در برخى نسخههاى ديگر اكافى نوشتهاند و اكاف به فتح اول و تشديد دوم در زبان تازى به معنى پالاندوز و كسى است كه عرقگير اسب مىسازد و ممكن است اكافى نسبت به كاف درستتر باشد و ظاهرا مراد از اين ركن الدين اكافى ، ابو القاسم عبد الرحمن بن عبد الصمد بن احمد ابن على نيشابورى اكاف سختى