اين عطار تونى در باب آثار خويش در مظهر العجائب چنين گويد :
بدان خود را كه سى و ده كتب را * نهاده بر طريق علم اسما
تمام علم بر وى ختم باشد * مر اينها عارف سالك شناسد
شماره بيت اينها را بگويم * من از كشت معانى تخم رويم
دويست و دو هزار و شست بيت است * زياده يا كمى ميدان كه قيدست
هر آن دانا كزين جمله نيابد * بجهد و سعى خود اين دو نيابد
همه در اين كتب پيدا ببيند * ز او مقصود بر گردون ببيند
در اين اشعار سست بچگانه كه شايد كودك دهساله هم پختهتر و روانتر از اين بگويد مىخواهد بگويد كه چهل كتاب دارد كه شمارهء ابيات آن 202060 بيت مىشود ولى پيداست كه اين هم از همان لافهاى گزاف است كه از حقيقت فرسنگها دور است . كسانى كه شمارهء مؤلفات فريد الدين عطار نيشابورى را چهل دانسته و عدهء اشعار او را بيش از دويست هزار گفتهاند همين سخنان را باور كردهاند . در جاى ديگر شمارهء مؤلفات خود را باز بيشتر كرده و شمارهء اشعار خود را صدهزار گفته است و گويد سى و نه سال شعر گفته است و در مظهر العجائب چنين گويد :
دريغا سى و نه سال تمامت * بكردى در معانىها سلامت
همه اوقات من در پيش مردان * برفت از دست كو مرد صفا دان
و ليكن شعر گويم صدهزارت * كه دارم ملك اسرارم مدارت
ز بهر عارفان دارم كتبها * كه گويندم دعا در صبح اعلا
ز بحر علم دارم صد كتب من * درو بنهادهام اسرار لب من
ز علم انبياء خواندم سبقها * ز شرح اوليا دارم ورقها
راستى انسان سرگردان است كدام يك از دروغهاى اين مرد را باور كند :
يكجا مىگويد كه چهل كتاب دارد كه شمارهء اشعار آن دويست و دو هزار و