شصت بيت مىشود و در همان كتاب اندكى بعد مىگويد كه صد كتاب دارد و شمارهء اشعار آن صدهزار است ! باز در مظهر العجائب لاف مىزند كه هفتصد و ده كتاب را خوانده است :
اى برادر من نيم بدخواه تو * در معانى مىشوم همراه تو
هرچه گفتم كن قبول از بهر حق * زانكه خواندم نزد استاد اين سبق
هفتصد و ده از كتب برخواندهام * ز آن به علم معرفت ارزندهام
و اينكه در احوال فريد الدين عطار نيشابورى نوشتهاند 710 كتاب تصوف را خوانده است از همينجا آمده . زشتترين كارهاى اين عطار تونى اين است كه آثار فريد الدين عطار نيشابورى را هم به خود مىبندد و كتابهايى را كه قطعا از او نيست به خود نسبت مىدهد چنان كه در مظهر العجائب چنين گويد :
رو تو اسرار ولايت گوش كن * وانگهى جام هدايت نوش كن
گر تو از جام محبت مىخورى * جانب شهر ولايت پى برى
ور مصيبتنامه را از سر بخوان * تا شوى در ملك معنى جان جان
و نيز در مظهر العجائب جواهر الذات و مظهر العجائب و وصلتنامه و اسرارنامه و الهىنامه و مصيبتنامه و بلبلنامه و اشترنامه و تذكرة الاولياء و معراجنامه و مختارنامه و جواهرنامه و شرح القلب را از آثار خود مىشمارد و در اين ميان مسلمست كه اسرارنامه و الهىنامه و مصيبتنامه و تذكرة الاولياء و مختارنامه و جواهرنامه و شرح القلب از او نيست و از فريد الدين عطار نيشابورى است . از جملهء دروغهاى ديگرى كه اين عطار تونى گفته اين است كه مؤلف روضات الجنات از شرح من لا يحضره الفقيه محمد تقى مجلسى نقل كرده است كه عطار در مظهر العجائب خود آورده كه در كودكى با پدرش نزد شيخ نجم الدين كبرى رفته و او نخست اسامى ائمه را به او تلقين كرده و پس ذكرى گفته است و گفته است كه آن را تلقين را از شيخ خود دارد و او از امير المؤمنين و او از رسول و او از جبرئيل و او از خدا به او سپرده است كه اين راز را به كس آشكار مكن مگر از مريدانى كه آنها را آزمايش كنى .