تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
اى سمرقندى حذر از سوزشش * چون كنى ز آتش در اينجا پوششش هم بسوزى جملگى مدح ورا * از خدا شرمى بدار اى بىحيا لعنت حق باد بر سوزنده‌اش * چونكه يزدان از در خود رانده‌اش تو يزيد عصر مايى اى پليد * مىكنى نفس حسين اينجا شهيد اى سمرقند مكن اين كار تو * مىفرستى خويش را در نار تو مظهرم گويى ببايد سوختن * چشم مظهر خوان ببايد دوختن در جهان خوانند مظهر را كسان * بر تو خواهند كرد لعنت بىكران من ترا كردم حواله با خدا * مىدهد اى سگ ترا آخر جزا آنچه بر من كرده‌اى پيش آيدت * گرگ مردم‌خوار اينجا خايدت زير و بالا گردد اينجا حول تو * جملگى تاراج گردد مال تو اى پسر چون بشنوى از زور او * لعنتى كن بر روان و گور او روح ما را شاد گردان اى جوان * لعنتى بر كفر آن نادان رسان بر من اندر اين جهان بگذشت اين * تو سزا يا بى به محشر اى لعين اى لعين بگذشت اين ظلمت به من * تا ابد ماند بدين‌سان اين سخن
باز جاى ديگر در همين زمينه گويد :
مظهرم سوزى كه مدح مرتضاست * پيش ما اين مدحت و گفتن هباست مرتضى اندر عجايب مظهرست * اسم پاكش حيدر و حيه درست اى سمرقندى حذر از سوزشش * چونكه كردى ز آتش اينجا پوششش چون بسوزى آيهء گفت رسول * كى بود ايمانت اى بىدين قبول
اين عطار تونى چنين مىنمايد كه از ميان آثار خود به مظهر العجائب بيشتر مىنازيده است چنان كه دربارهء آن گويد :
اى برادر از ريا پرهيز كن * خامه را بهر نوشتن تيز كن مظهرم از روى حرمت پيش گير * اين سخن را ياد از اين درويش گير
زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى ) — صفحة 171 | سعيد نفيسى