تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
پاك شو در راه پاكان سر بنه * وز ميان زنار را بگشا گره در ميان پاكبازان اندرآ * حاجت ايشان بكن اينجا روا پاكبازانند دنيا را امين * رحمت ايشان ز رب العالمين پاكبازان را محمد ره نمود * در شريعت گشته‌اند اهل سجود پاكبازان مرتضى را همرهند * وز طريق راه ايشان آگهند پاكبازان را حسن اينجا سرست * بر جميع آفرينش چون خورست پاكبازان چون حسين مرتضى * خرقهء اين جسم خود كرده فنا پاكبازان همچو زين العابدين * اشك گلگون ريخته سوى جبين پاكبازان همچو باقر در جهان * جان خود كرده نثار جان جان پاكبازان همچو صادق رفته‌اند * بيخ نادانى نادان كنده‌اند پاكبازانند با كاظم رفيق * چون رضا گشتند عين هر صديق پاكبازان چون تقى بشتافتند * خويشتن را چون نقى دريافتند پاكبازان عسكرى را بنده‌اند * همچو مهدى در زمانه زنده‌اند
در مظهر العجائب پس از ذكر امام نخست مىگويد اوليا همه به مهر على بودند و من نخستين كسم كه اين را آشكار كردم و سپس گويد :
اوليا با مهرش ايمان داشتند * ليكن آن از خلق پنهان داشتند اين زمان كرد او عيان اسرار را * تو بدين تهمت مكن عطار را
در همين زمينه در هيلاج‌نامه گفته است :
على نفس محمد دان حقيقت * على بيرونست از راه طبيعت على بنمايدت راز نهانى * گشايد بر تو درهاى معانى دو دست خود ز دامانش بنگذار * ترا بنمايدت اين جايگه بار در معنى على بگشاد اينجا * مرا اين گنج كل او داد اينجا شبى ديدم جمال جان‌فزايش * شدم افتاده اندر خاك پايش
زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى ) — صفحة 165 | سعيد نفيسى