شيعه به امام نخست دادهاند خود دليل ديگرى بر اين نكته است زيرا اين كلمهء مظهر العجائب در اين مورد پيش از آن در زبان فارسى سابقه نداشته است . زمان وى را پس از قرن نهم نمىتوان دانست زيرا كه پيش از اين آوردهام كه نسخهاى از لسان الغيب او در دستست كه نظام الملك خوافى وزير سلطان حسين بايقرا كه در قرن نهم مىزيسته است در سفر حج به خط خود نوشته و نيز نسخهاى از مظهر العجائب آقاى بديع الزمان فروزانفر دارد كه در 912 نوشته شده است و آن نسخه با نسخهء چاپ طهران اختلاف بسيار دارد و در چاپ طهران بسيارى از اشعار آن را انداختهاند از آن جمله همين اشعارى كه پيش از اين نقل كردم . چون اختلاف عقيدهء بيّن و آشكارى در ميان آثارى كه از فريد الدين عطار نيشابورى بدست است با آنچه اين عطار تونى گفته پديدار است كسانى كه به اين اختلاف برخوردهاند چارهاى جز اين نداشتهاند كه بگويند پيش از سرودن مظهر العجائب و جواهر الذات و لسان الغيب اشاره به شيعه بودن خود نكرده و سنى بوده است .
در ميان عقايد فريد الدين عطار نيشابورى و اين عطار تونى تفاوت بسيار است . فريد الدين عطار نيشابورى چنان كه پيش از اين هم گذشت صوفيى بوده كه در فروع بر طريقهء شافعى مىرفته و در باب عقايد او پيش از اين توضيحى كه لازم بوده دادهام . اما عطار تونى در ميان اشعار سست خود عقايد خويش را با طول و تفصيل بسيار مخل زنندهاى بيان مىكند از آن جمله در مظهر العجائب مىگويد :
مرد آن دان كو بدين جعفرست * يا چو سلمان بر طريق حيدرست
مرد آن دان كز تولا دم زند * وز تبرا عالمى برهم زند
تيز در لسان الغيب گفته است :
بندهء اثنى عشر از جان منم * در لسان ز آن دم از ايشان مىزنم
ما حسينى مذهبيم و حيدرى * بر دل دشمن چو نيش خنجرى
و هم در لسان الغيب گويد :