خوارزمشاهيان دانستهاند كه در 619 كرمان را گرفته است پيداست كه اين براق خان از تركمانان قرن نهم بوده و واقعهء تكفير او و فرار كردن وى به مكه مىبايست مربوط به قرن نهم باشد كه نخستين زدوخوردها و كشمكشهاى ميان شيعه و اهل تسنن در خراسان درگرفته است .
چيزى كه قطعا دورهء زندگى او را معلوم مىكند اين است كه در مظهر العجائب مىگويد :
مظهر ما را لسان الغيب دان * اوست اسرار دو عالم را زبان
مظهر من در زمين و آسمانست * مظهر من در دل دانا عيانست
مظهر من در شريعت آمدست * در طريقت او حقيقت آمدست
مظهر من چون شريعت روشنست * او بهشت عدن را و آن روزنست
مظهر من بحر و بر را سير كرد * نى چو تو او خويش را در دير كرد
مظهر من شاعرى بر خود نبست * ليك دارد او به شاعر خود نشست
گر تو اى شاعر ببينى مظهرم * ور بخوانى يك زمانى جوهرم
آن زمان معلوم گردد شعر تو * خط و خالى خود نيابى اندرو
شعر حافظ خوان و با قاسم نشين * زانكه ايشانند با مولى قرين
بعد من اسرار ايشان گوش كن * رو زخم عشقشان مى نوش كن
هرچند كه در اين اشعار باز خواسته است پيشگويى كند و از حافظ و قاسم انوار خبر دهد ولى سخت پيداست كه حتما وى پس از حافظ و قاسم انوار مىزيسته است . حافظ در 791 درگذشته و قاسم انوار در سال 837 رحلت كرده است .
پس ترديدى نيست كه اين عطار تونى در قرن نهم بوده و پس از حافظ و قاسم انوار به جهان آمده است چنان كه عقايد تشيع او هم همين زمان را مىرساند و اينكه نام يكى از كتابهاى خود را مظهر العجائب گذاشته كه يكى از القابيست كه