تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
در كتاب مظهر هم در كودكى و مولد خويش گويد :
مرا ملك معانى شد مسخر * به يمن همت اولاد حيدر مرا گنج معانى جعفر آمد * كه او شهر على را چون درآمد شه من در خراسان چون دفين شد * همه ملك خراسان انگبين شد امام هشتم و نقد محمد * رضاى حق بد او در دين احمد بدان كعبه بر حق مرقدش را * از آنكه هست محبوب حق آنجا به حال كودكى در آستانش * به شبها خوانده‌ام ورد زبانش مرا از روح او آمد مددها * دگر گفتا كه شاپورت بود جا به وقت كودكى من هيجده سال * به مشهد بوده‌ام خوش وقت و خوش حال اگر رفتم به نيشابور و تون هم * به آخر گشت شاپورم چو همدم به شاپورم بدندى سالكان جمع * از ايشان داشتم اسرار اسرارها سمع
چون در اين اشعار نام شهر مشهد را آورده است اين خود محكم‌ترين دليل بر نادرست بودن اين مطالبست زيرا هيچ ترديدى نيست كه تا پيش از قرن نهم به