شهر شاپورم تولدگاه بود * در حرمگاه رضاام راه بود
چار اقليم جهان گرديدهام * دامن قلب دگر بوسيدهام
مرقد اثنى عشر رفتم به چشم * مىزنم بر دشمنانشان سنگ يشم
اوليا را ظاهر و باطن همه * ديده چو موسى ميان اين رمه
در حرمگه چند گشتم معتكف * تا يقينم گشت سر من عرف
سر برآورده به محبوبى عشق * سير كرده مكه و مصر و دمشق
كوفه و رى تا خراسان گشتهام * سيحى و جيحونش را ببريدهام
ملك هندوستان و تركستان زمين * رفته چون اهل خطا از روى چين
عاقبت كردم به نيشابور جاى * اوفتاد از من به عالم اين صداى
در نيشابورم به كنج خلوتى * با خداى خويش كرده وحدتى
سخت پيداست كه اين اشعار را كسى گفته است كه مرد دروغزن بىباكى بوده و چنان از اطلاع و آگاهى دور بوده است كه نمىدانسته هرگز كسى نام شهر نشابور يا نيشابور را شاپور نگفته و ننوشته و شاپور نام شهرى بوده است نزديك كازرون چنان كه پيش از اين هم اشاره رفت و نام شهر خراسان كه فريد الدين عطار از مردم آنجا بوده نيشابور است كه در مقام تخفيف نيشابور هم گفتهاند و نيز كسى بجز اين مرد سيحون را سيحن نگفته و ننوشته وانگهى اين سفرهايى كه گويد در چهار اقليم جهان كرده و مرقد ائمه اثنى عشر را زيارت كرده يا در تمام خاك عراق و عربستان گشته و چندى در حرم مكه معتكف بوده و مكه و مصر و دمشق را ديده و سپس به كوفه و رى و خراسان و جيحون و هندوستان و تركستان و خطا و چين رفته است سر بجاى بسيار بلند مىزند و در آن زمانها قطعا چنين سفر دور و درازى بيست سال مىكشيده است و يقين است كه نام آمريكا و اقيانوسيه را نشنيده بود و گرنه آنجا را هم جزو سفر مجعول خود نام مىبرد و همين اشعار خود دليلى است كه هيچيك از اين مطالب راست نيست .