درماندگى در بيان و انديشهء كسى راه دهد ؟ آيا پيرى قافيهء غلط و وزن نادرست و حشوهاى بسيار قبيح زنندهء كريه را هم در ذهن شاعر وارد مىكند ؟
اين همه انديشها ناچار درماندهاى چون مرا وادار مىكند كه از زير سنگ هم شده است گويندهء لسان الغيب و مظهر العجائب و هيلاجنامه و جواهر الذات و ترهات ديگر را پيدا كند . اين مرد تونى جعال مفترى شياد پرگوى نادان خوشبختانه مچ حود را چند جا باز كرده است . در نظر من چون آفتاب روشن است كه مردى در قرن نهم بوده است از مردم تون كه دلش مىخواسته به شاعرى و پيشوايى فكرى كارش در جهان بگيرد .
نخست تخلص خود را عطار و لقب خود را فريد الدين گذاشته و از فريد الدين عطار نيشابورى ، اين مردى كه زبان ملكوتى و بيان آسمانى او در جهان جان و دل حكمرانى خواهد كرد ، اسرارنامه و الهىنامه و مصيبتنامه و مختارنامه و تذكرة الاولياء و جواهرنامه و شرح القلب را دزديده و چون خسرونامه و پندنامه و ديوان و منطق الطير بسيار معروف بوده و همهكس مىدانسته است از فريد الدين عطار نيشابورى است جرأت نكرده است آنها را هم بدزدد و براى اينكه جامهء دزدى را وصلهء از خود بزند سيزده كتاب بىمغز پر از ياوه هم از خود ساخته و در ميان آنها داخل كرده است . بهتر اين است كه بگذاريم اين مرد با همان زبان اصلى خود كه تفاوتش با زبان فريد الدين عطار نيشابورى از زمين تا آسمان است خويشتن را معرفى كند :
در نسب خود در مظهر العجائب مىگويد :
اصل من از تون معمور آمده * مولدم شهر نيشابور آمده
هست نام من محمد اى سعيد * شد فريد الدين لقب از اهل ديد
شهر من تونست و نيشابور هم * در زمين طوس گشتم محترم
خاك اين وادى به از كل جهان * اين معانى را همىدارم نهان