تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
است كه به صحبت بسيارى از مشايخ رسيده و مؤلف طرائق الحقائق آورده كه بواسطهء طول عمر خدمت بسيار مشايخ رسيده . لوىدوبو در كتاب « ايران » گويد پس از ترك و تجريد به خانقاه ركن الدين اكاف رفت و پس از رياضتها به مكه رفت و مدت هفتاد سال بازماندهء عمر عبادت كرد و احوال صوفيان را تحقيق مىكرد . مؤلف هفت اقليم هم گويد هفتاد سال حكايت صوفيه را جمع مىكرده . گارسن دوتاسى نيز نوشته است سفر حج كرد و حكايات صوفيان را جمع كرد . شيخ علىنقى كمره‌اى هم در انتخاب تذكرهء مير تقى كاشى گويد هفتاد سال سخنان متصوفه را جمع مىكرد . مؤلف سفينة الاولياء هم گويد صحبت بسيارى از مشايخ را دريافته . چيزى كه مخصوصا از اشعار عطار و بيشتر از غزليات او برمىآيد اين است كه اعتقاد خاصى به حسين بن منصور حلاج داشته و در اشعار خود مكرر از او نام برده و حتى زندگى او و سرانجام وى را در غزليات خود شرح داده است و نيز معلوم مىشود كه مردى بسيار محقق بوده و از تاريخ آگاهى كامل داشته و در مثنويهاى خود از احوال بزرگان تاريخ ايران چون محمود غزنوى و نظام الملك طوسى و سلطان سنجر و مسعود غزنوى و احمد بن حسن ميمندى و عبد اللّه بن طاهر و نصر بن احمد سامانى و نوح بن منصور و سنائى و فردوسى و فخر الدين اسعد گرگانى و رودكى و رابعه دختر كعب قزدارى شاعرهء معروف ايران و ابو الفضل چغانى حكايت‌هاى فراوان دارد و آثار وى گذشته از مطالب اخلاقى و عرفانى بسيار مهم پر است از فوايد تاريخى و مطالب بسيار برجستهء شيرين كه در هيچ كتاب ديگرى نتوان يافت . گويا عطار در جوانى گاه‌گاهى مدح از معاصران خود كرده است چنان‌كه در صحيفهء 45 و صحيفهء 103 از متن ديوان او آثارى از مدايح او بدست مىآيد و نيز در پايان غزلى اين بيت را در ستايش شمس الدين نامى دارد :