تو صاحب نفسى اى غافل ميان خاك خون مىخور * كه صاحبدل اگر زهرى خورد آن انگبين باشد
در دفتر اول مثنوى « 1 » تفسير كرده است آنجا كه گويد :
صاحب دل را ندارد آن زيان * گر خورد او زهر قاتل را عيان
زانك صحت يافت و از پرهيز رست * طالب مسكين ميان تب درست
شيخ بهائى در كشكول مىنويسد : كه چون تاتارها به نيشابور رسيدند شمشير بر مردم آنجا كشيدند و ضربتى به گردن عطار رسيد و از آن بمرد ، گويند كه خون از زخم او مىريخت و چون نزديك مردن رسيد با انگشت خويش با خون خود اين دو بيت نوشت :
در كوى تو رسم سرفرازى اينست * مستان ترا كمينهبازى اينست
با اين همه رتبه هيچ نتوانم گفت * شايد كه ترا بندهنوازى اينست
اين نكته هم كاملا ساختگى مىنمايد زيرا كه در مختارنامه كه مجموعهء رباعيات عطار است اين رباعى نيست .
آثار عطار
در باب آثار عطار نيز همچنانكه در احوال او بىمبالاتى كردهاند نه تنها بسيار مبالغه كرده بلكه يك عده كتابهائى را كه از او نيست به او بستهاند . در مجالس المؤمنين اين سه بيت دربارهء عطار آمده است كه ظاهرا قاضى نور اللّه شوشترى مؤلف آن كتاب خود سروده است :
همان خريطهكش داروى فنا عطار * كه نظم اوست شفابخش عاشقان حزين
مقابل عدد سورهء كلام نوشت * سفينهاى عزيز و كتابهاى گزين
هامش
( 1 ) - مثنوى معنوى چاپ اوقاف گيب ج 1 ص 99