راهى كه براى حدس در اين باب باز است اين است كه در قرن ششم فقيهى بوده است معروف به ابن سقايا ابن السقا كه در بغداد مىزيسته و در سال 506 كه يوسف بن ايوب بن يوسف بن حسين بن يعقوب برزجردى همدانى فقيه و عابد معروف متوفى در 535 به بغداد رفته اين ابن سقا به مجلس او رفته و پرسشى از او كرده است و يوسف بن ايوب بر او پرخاش كرده و برآشفته و گفته است خاموش شو كه از تو بوى كفر مىشنوم و تو در دين اسلام نمىميرى و ابن سقا پس از مدتى به روم رفته و آنجا نصرانى شده است « 1 » و ممكن است همين مطلب را در همان زمان پروبال داده و داستان شيخ صنعان را از آن ساخته باشند ، در هر صورت يگانه رابطهاى كه نام شيخ صنعان با عطار دارد اين است كه داستان او را در منطق الطير سروده و آن اشعار معروف را در آن مورد گفته است كه حتى گاهى جداگانه نسخه برداشته و آن را كتابى مستقل دانسته و از آثار عطار شمردهاند .
مطالعه در آثار عطار گذشته از تذكرة الاولياء كه كتاب مستقلى در اين زمينه است و در آن سخنان و گفتار و رفتار هفتاد و دو تن از بزرگان مشايخ را از امام جعفر صادق گرفته تا حسين بن منصور حلاج آورده است معلوم مىكند كه وى در احوال متصوفه بسيار دست داشته و بسيار مسلط بوده و مثنويهاى او پر است از مطالب بسيار تازه و بسيار دقيق از عارفانى كه پيش از او بودهاند كه از بعضى از آنها جز در كتابهاى عطار نامى نيست و به همين جهت است كه دربارهء او دولتشاه مىنويسد بسيارى از مشايخ را ديده و چهارصد كتاب اهل طريقت را خوانده و جمع كرده و سپس گويد هفتاد سال به جمع كردن حكايات صوفيه مشغول بود و هيچكس از اهل طريقت را تا اين اندازه جمع نشد و در اين رشته هيچكس مانند او صاحب وقوف نبود و در اين مدت گوشهنشين بود و مؤلف خزينة الاصفيا بر آن
هامش
( 1 ) - تاريخ كامل ابن اثير در وقايع سال 506 و 535