10 . معرفه : بعد از ارتقاء روح با صورت جسميه و داشتن بدن برزخى ، واقع شود در عالم مطلع به تشديد ط و فتح لام و آن محضر حق است كه بنده مورد يكى از دو تجلى حق واقع شود و لذا مطلع شود بر سريره مولى ؛ زيرا كه يا مورد تجلى به رحمت جماليه شود و يا مورد تجلى به نقمت جلاليه گردد و مسئول شود از آنچه تهيه كرده براى مقام حضور و اين حال اعظم احوال است ؛ خصوصا نسبت به شخص با حياء . « 1 »
هامش
آرى ، بيچاره روح از عالم بالا پايين آمده و به جاى كسب معارف و ملكات انسانى ، به دره شهوات و بىخبرى و منجلاب فساد سقوط كرده است و اينك كه مىخواهد پاى در فضاى آزاد برزخ بگذارد ، جايى براى آزادى در اختيار ندارد و بالاتر آنكه در فشار منگنه ملكوتى واقع مىشود .
از پيشگاه مقدس الهى درخواست داريم و به رحمت واسعهاش پناه مىبريم كه ما را در چنين موقعيتى قرار ندهد ؛ زيرا اين تازه پيش درآمد آن است ؛ چرا كه پس از آن ، حواله به آتش سوزان و عذاب دردناك است ؛ چنانكه فرمود :كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها( نساء ( 4 ) : 56 )
هرگاه پوستهاى تنشان ( در آتش ) بريان گرديد ( و بسوزد ) ، پوستهاى ديگرى به جاى آن قرار مىدهيم .
( 1 ) . خروج از عالم ملك و ورود به عالم برزخ ، نخستين ارتقاى روح به ملكوت عالم است ؛ يعنى هنگامى كه از بدن و منزلگاه دنيا به صورت جسميه كه همان شكل و شمايل دوران حيات او است منتقل مىشود ، همراه بدن برزخى خود گام در عالم برزخ مىگذارد ؛ بهگونهاى كه اگر وى را ببينى ، مىگويى او خودش است ( اذا رايته قلت انه زيد بعينه )مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك * چند روزى قفسى ساختهاند از بدنمحال اين قفس را واگذاشته و خود راهى عالم ملكوت گشته و در آستانه اين باغ ، گذرنامهاش بازديد مىشود كه اينجا هول مطلع است . اينجا هنوز به جايگاه« اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً »نرسيده است . اينجا محضر حق و دربار كبريايى خدا است . گزارشهاى رسيده زير نظر كارشناس بررسى مىشود . در اين دادگاه بدوى به يكى از دو دفتر مراجعه مىشود : دفترى كه جايگاه تجلى رحمت جماليه الهى است كه ارواح طيبه نبى اكرم ( ص ) و ائمه ( ع ) تشريف دارند و فرشتگان رحمت در آن را مىگشايند و برگ آزادى و بهرهورى از نعمتهاى بهشت برزخ را به وى ارائه مىدهند . آنجا ويژه بندگان شايسته و متمسكان به مقام ولايت ، شهدا و صديقان است .