9 . معرفه : احتضار ، قبول حضور و اجابت دعوت حق و حال سوق الى اللّه است و در اين حالت ، مستور شود بر او دنيا و ظاهر شود بر او عالم برزخ ، پس ببيند به نور معرفتش حضرت نبى و حضرت ولى را مسرور شود به لقاء آنها و بيعت كند با آنها تا تكميل شود ايمانش و جان به جان آفرين سپارد .
يا آنكه مشاهده كند خود را در آينه نبوت و ولايت ؛ زيرا كه خود را در دنيا مفتخر نكرده به نور معرفت آنها . پس ببيند صورت قبيحه ظلمانيه خود را و گمان كند كه صورت آنهاست و متنفر شود از آنها و بيعت نكند با آنها و اعراض نمايد و از ملك به برزخ رود به نهايت سختى . « 1 »
هامش
پس بدين ترتيب تا انسان زنده است ، روح با بدن ملكى و برزخى همراه است و چون از جهان مادى بيرون رود ، با ماده برزخى همراه مىشود .
( 1 ) . با توجه به اينكه مرگ و حال احتضار و ورود به عالم برزخ نيازمند نوعى شناخت است ، در آغاز مباحثى بيان شد و به دست آمد كه انسان پس از رها كردن بدن مادى ملكى ، با بدن برزخى روانه عالم برزخ مىشود . اينك درباره حال احتضار كه آستانه ورود به عالم برزخ است ، چنين مىفرمايند كه اولا معناى احتضار ، اجابت دعوت حق و حضور يافتن در محضر او و حركت كردن به سوى لقاى پروردگار است .
زمانى كه انسان در چنين حالتى قرار مىگيرد ، دنيا و آنچه در آن است حتى نزديكترين عزيزانش از نظر او پنهان مىمانند و عالمى ديگر در برابرش گشوده مىشود كه همان عالم برزخ است .
از آنجا كه هركس در دوران زندگى داراى ايده و عقيدهاى است كه با آن عمر را سپرى مىكند ، اگر در حالت احتضار قرار گيرد از دو حال خارج نيست : يا از جمله كسانى است كه مسلمان و متدين است و از مقام رسالت و ولايت شناخت دارد و متمسك به ذيل عنايت آنان است كه در اين صورت از ديدار پيامبر اكرم ( ص ) ، امير مؤمنان على ( ع ) و ائمه طاهرين ( ع ) خرسند و خشنود مىگردد و تجديد ميثاق مىكند و با آنان دست بيعت مىدهد و خود را در جرگه اولياى خدا مىبيند ؛ چنانكه حضرت على ( ع ) مىفرمايد :يا حار حمدان من يمت يرنى * من مؤمن و منافق قبلااى حارث حمدانى ، هركس كه بميرد - چه مؤمن چه منافق - پيش از آنكه از دنيا برود ، مرا خواهد ديد ( دوستانه يا منافقانه )