تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شذرات المعارف ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
8 . معرفه : انسان داراى ماده ملكى و برزخى است و داراى صورت جسميه و نوعيه انسانيه است كه نفس و روح ، ملازم با صورت جسميه باشد ؛ يعنى روح مجسم و جسم مروح چون از بدن مادى ارتقاء كند ، به واسطه اشتمال به ماده برزخى متحول شود به برزخ عالم و بدن مادى در ملك بماند . « 1 »
هامش
به صورت بسيار وسيعى جلوه داشت ؛ به‌گونه‌اى كه منبرى بلند در آن قرار داده بودند و مرحوم دايى بالاى آن نشسته و روضه حضرت على اصغر ( ع ) را مىخواندند ؛ چنان‌كه با هر كلمه‌اى كه ايشان ادا مىكردند ، آن را به صورت نمايش اجرا مىكردند و چنان صحنه‌ها شورانگيز بود كه من در خواب شروع به گريه كردم و از شدت گريه بيدار شدم و تا پاسى از شب مىگريستم . فرداى آن شب تلفنى ماجراى خواب را براى ايشان نقل كردم ( ضمنا وى در تعبير خواب زبانزد بودند ) ايشان از شنيدن آن منقلب شدند و گفتند : من چهار ماه بود كه به پيشگاه مقدس حضرت سيد الشهداء ( ع ) عرض ادب نكرده بودم ( به علت مسلول بودن منبر نمىرفتند ) و اين روضه‌اى كه تو مىگويى ، به خاطر آنكه آقاى شمس در شب گذشته حضور نداشت ، من آن را خواندم و معلوم مىشود كه اين عرض ارادات مقبول درگاهشان قرار گرفته است . ( 1 ) . پيش از اين درباره تكامل نطفه نكاتى از نظر گذشت ؛ يعنى چون آماده شد ، روح سحابى و برزخى در آن به وجود مىآيد و سپس بدن كامل شده از مواد طبيعى و روح بخارى ، اين استعداد را مىيابد كه روح به آن تعلق گيرد و در زمره بنىآدم به شمار آيد . اينك با توجه به مطالب گذشته مىگوييم انسان داراى ماده ملكى و برزخى است و از آنجا كه هر جسمى داراى صورت است ، انسان هم داراى صورت جسميه است كه همان شكل و قيافه و اندام او است و نيز از آنجا كه هر صورت جسميه‌اى ملازم صورت نوعيه است ، صورت جسميه انسان با صورت نوعيه او كه شاخص انسان اوست توأم و ملازم مىشود . بنابراين نفس و روح انسان كه همان صورت نوعيه او است ، با صورت جسميه‌اش ملازم است . به اين معنا كه روح انسان مروح او ، ازاين‌رو هرگاه كه روح انسان از بدن مادى پا فراتر نهد ، چون همواره با دو بدن همراه بوده است ، حال كه بدن مادى ملكى را رها كرده و همراه ماده برزخى به عالم برزخ منتقل مىشود ، باز هم با صورت جسميه برزخى ملازم است .
شذرات المعارف ( فارسى ) — صفحة 209 | محمد على شاه آبادى / نور الله شاه آبادى