و اين عالم مملو از هباء و اثير است و همين است مراد از هيولاى مجسمه به صورت جسميه ملازمه با صورت نوعيه عرشيه و در اين صورت جميع ملائكه ساجده و ارواح جن و شياطين و ارواح صاعده تماما در اين فضا مىباشند و از اين جهت است كه در موقع رؤيا كه آزادى حواس است ، ملاقات پدر و مادر و برادر و دوستان را مىنمايد و مصافحه و معانقه مىكند ، و رنگ و شكل و نورانيت آنها را مشاهده مىنمايد و صداهاى آنها و روايح طيبه آنها را مىفهمد ؛ چنانچه سؤالاتى از آنها مىشود كه موجب قطع به شهود آنها است . بلكه استظهار از دفاتر و دفائن محاسبات و بدهى و طلب آنها شده و گاهى امر كردهاند به تصفيه حساب فلان ، به همان ترتيبى كه در دفتر اوست و گاهى كشف اسرار و علوم و اجوبه اشكالات راجع به دين و دنيا نمودهاند ، و گاهى در غير رؤيا از تجرد
هامش
كرد و مراتب برزخى را با حواس آزاد ، يعنى با قوه بينايى ، شنوايى ، بويايى ، چشايى و لامسه غير مقيد ادراك كرد ؛ زيرا نسبت ميان ملك و برزخ ، ظهور و بطون است ؛ يعنى مواد عالم ملك چيزهايى هستند كه درك آنها با حواس مسلح و قواى طبيعى مادى است ؛ ولى مواد عالم برزخ با آنكه همان اشياى عالم ملكند ، اما از ماده ملكى طبيعى آزادند ؛ براى مثال سيب كه يك ميوه معطر و لذيذ است ، در صورت ملكى دنيايى داراى حجم و ماده ملكى طبيعى است ؛ ولى همان سيب در عالم برزخ داراى صورت و حجم است اما از ماده ملكى طبيعى خالى است و لطافت ماده برزخى دارد و درك و استفاده از آن با روح برزخى و حواس آن امكانپذير است . بنابراين دردها و لذتهاى عالم برزخ مشابه دردهاى و لذتهاى عالم ملك است و تنها تفاوت اين است كه اسباب و آلات و مواد ملكى در عالم برزخ وجود ندارد و ادراك تمامى آنچه در عالم برزخ است ، با قواى پنجگانه آزاد امكانپذير است ، و از آنجا كه عالم ملك و برزخ تمامى فضاى عالم را تا زير بام عرش خداوند فراگرفته است ، گذشته از ارواح صعودكننده انسانها ، تمامى فرشتگان سجدهكننده و ارواح جن و شياطين در اين فضا وجود دارند .