همچنين اشعه سامعه و باصره و ذائقه و شامه كه مخصوص مواضع خاصه بدن است . پس مراد از خلق حيات نسبت به بدن همين است . « 1 »
هامش
( 1 ) . اجسام طبيعى مانند سنگ ، خاك ، احجار كريمه و از جمله آنها جسم و بدن مادى بهطور طبيعى فاقد حيات است . بنابراين در تقسيمبندى موجودات آفرينش ، گياهان و حيوانات از جمله موجوداتى هستند كه با داشتن روح نباتى و حيوانى از گروههاى زنده جهان به شمار مىآيند ؛ البته حيوانات علاوه بر زنده بودن ، داراى حواس پنجگانه هستند و از اين ميان ، انسانها از مزيت ادراكات باطنى برخوردارند كه شرح آن پيش از اين گذشت .
بدن كه از عناصر اوليه تركيب شده است ، مانند ساير اجسام فاقد حيات است و آنچه در جهان هستى بهعنوان زنده نام برده مىشود ، موجوداتى هستند كه در آنها آثار حيات مانند حركت و رشد و احساس و ادراك وجود دارد و چون بدن منهاى روح ، داراى هيچيك از آن ويژگىها نيست ، بايد آن را جزء اموات يا به تعبير ديگر آن را از موجودات بىروح به شمار آورد .
زنده به موجودى گفته مىشود كه اثرى از آثار حيات مانند حركت ، رشد ، احساس و ادراك در او مشهود باشد ؛ ازاينرو گياهان در زمره موجودات زنده جاى مىگيرند ؛ چون هم تغذيه و هم رشد مىكنند . چارپايان ، جانوران و پرندگان نيز از موجودات زنده به شمار مىآيند ؛ زيرا هم تغذيه و هم تنفس مىكنند و علاوه بر توليد مثل ، كموبيش از حواس برخوردارند .
اما انسان يعنى سمبل دايره حيات و آفرينش ، با بهرهگيرى از فيوضات رحمانى داراى تمامى ويژگىهاى يك موجود زنده است و داراى تمام آن چيزهايى است كه ساير موجودات زنده از آن برخوردارند ؛ همچنين از ادراكات باطنى و مواهبى برخوردار است كه ديگر موجودات آفرينش از آنها بهرهاى ندارند .
حال با توجه به آيه« كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ »ملاحظه مىشود كه قرآن ظريفانه به اين مطلب اشاره كرده است و مىفرمايد كه شما داراى بدنى مرده و فاقد حيات بوديد و ما شما را با انشاى روح زنده كرديم و روح همچون مركز مولد نيروى برق در بدن است كه رشتههاى برقرسانى آن در تمامى بدن كشيده شده و در آنجا كه لامپى در بدن وجود داشته باشد ، شعاع تابنده آن از ناحيه آن لامپ پرتوافشانى مىكند و در اين ميان ، لامپ لامسه همه جا از خود سويى دارد و از لامپهاى گوش ، چشم ، بينى ، ذائقه ، قلب و مغز ، انوار مقتضى ارائه مىكند . بنابراين منظور از جمله« فَأَحْياكُمْ »كه حيات بدن است ، همين نيروى تابنده روح است .