35 . معرفه : چون معلوم شد مقام شكوريت حق ، پس كسى كه شكرگزارى كند از احسان به بندگان ، متخلق خواهد بود به خلق الهى و متصف باشد به صفت پروردگار خود ، علاوه دلالت كند بر انس و محبت كه يكى از نواميس بزرگ انسانيت است ؛ بلكه فرمود : « من لم يشكر الناس لم يشكر اللّه » زيرا معلوم مىشود كه صفت شكرگزارى ندارد تا قيام به شكر حق نمايد ، يا آنكه كمال شكر حق به شكر انعام بندگان اوست ؛ چون آنها مظاهر اويند يا آنكه شكر آنها عين شكر اوست ؛ زيرا كه آنها ظهورات اويند . « 1 »
36 . معرفه : تمام موجودات مطيع و منقاد مىباشند ؛ چنانچه مىفرمايد :
« أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ
هامش
وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ( ابراهيم ( 14 ) : 7 )
. . . و اگر ناسپاسى كنيد ، مجازاتم شديد است .
( 1 ) . چهارمين نوع شكر ، شكر از خلق است . پس از بيان سه قسم شكر مىفرمايد : چون مقام شكوريت حق در قسم اول به تفصيل آمد و معلوم شد خداوند تعالى معدن شكر است ، پس آن كس كه از احسان بندگان خدا سپاسگزارى كند ، در حقيقت متخلق به اخلاق الهى و متصف به صفت پروردگار خود شده است . همچنين همان گونه كه در بخش ناموس انس و قائمه آن بيان شد ، يكى از نشانهها و ويژگىهاى انسان ، الفتجويى ، همزيستى و انس گرفتن است كه از عوامل آن ، سپاسگزارى از احسان برادران است .
بنابراين مىفرمايد : شكرگزارى از احسان بندگان خدا دليل انس و محبت است كه يكى از نواميس بزرگ انسانيت به شمار مىآيد و بالاتر اينكه آمده است :
من لم يشكر الناس لم يشكر اللّه ( عيون اخبار الرضا ( ع ) ، ج 2 ، ص 24 )
آن كس كه اين وظيفه بزرگ انسانى را انجام ندهد ، چنين مىنمايد كه از نعمت شكرگزارى بهرهاى ندارد تا بتواند به شكرانه نعمتهاى الهى اقدام و قيام كند .
در حقيقت اين افراد از روح نوعدوستى و الفتپذيرى نصيبى ندارند ؛ ازاينرو نمىتوانند مدعى اداى وظيفه شكرگزارى در برابر خالق منعم خويش باشند ؛ زيرا كمال شكرانه حق ، شكر از احسان و انعام بندگانش است . بندگان مظاهر الهيت حق هستند و به بيان ديگر شكر آنان عين شكر حق است ؛ زيرا آنان ظهورات حقند .