38 . معرفه : ودود از صفاتى است كه دلالت كند بر اينكه موصوف آن معدن ود است و لذا خداوند هميشه ودود است نسبت به بندگان فعلا ، چنانچه ودود است ذاتا ، و در مبحث محبت تحقيق شد ، و از اين جهت است كه هميشه عصات را دعوت فرمايد ؛ بلكه مىفرمايد : « انين المذنبين احب الى من تسبيح المسبحين » بلكه در واقعه قارون به جناب موسى ( ع ) مىفرمايد : چرا به او رحم نكردى آن وقتى كه تو را خواند ؟ به عزت و جلالم اگر قارون يك مرتبه مرا مىخواند ، نجاتش مىدادم . تو چون خلقش نكرده بودى رحمش نكردى . « 1 »
هامش
دوست و برادرى براى خود انتخاب كرد ، بكوشد رشته دوستى را مستحكم گرداند و در دوام آن همت گمارد ؛ زيرا ادامه دوستى حكايت از آن دارد كه شخص در مقام دوستى از امتيازى برخوردار است و آن ، كمال انس و محبت است و در حقيقت شايسته است كه چنين فردى متخلق به اخلاق الهى و مظهر اسم ودود گردد . بنابراين آن كس كه در مسير دوستى گام مىنهد ، بايد از ويژگىهايى برخوردار باشد تا بتواند بار اين مسئوليت خداپسندانه را به سر منزل صميميت و يگانگى برساند ، و اگر گاه پيش آيد كه رفتار دوست بر خلاف تصور وى با مقام دوستى موافق نباشد و چنين برآورد شود كه گفتار يا كردار دوست متناسب با عالم رفاقت نيست ، در اين صورت عجولانه داورى نكند و وى را محكوم نسازد و عمل وى را انحراف از حدود وظيفهدوستى نداند . بلكه بكوشد محملى براى آن به دست آورد يا آنكه عمل او را بر اشتباه و غفلت حمل كند و در صورتى كه چنين محملى ميسر نشد ، بكوشد آن را ناديده انگارد و اميدوار باشد كه در آينده از كرده خويش پشيمان شود و با راهنمايىهاى مستقيم و غير مستقيم به زشتى رفتارش پى برد و تنبيه شود ؛ زيرا حفظ مقام دوستى گرامىتر از آن است كه با پيگيرى و اصرار عمل ناپسند ، رشته آن گسسته شود .
( 1 ) . ودود بر وزن فعول صفت مبالغه است كه دارنده آن معدن و داد و دوستى است ؛ ازاينرو خداوند تعالى هميشه درباره بندگانش مهربانى مىفرمايد و در مقام عمل چيزى از آنان دريغ نمىكند ؛ زيرا ذات اقدسش معدن و داد و دوستى و محبت است و از كان محبت جز محبت نشايد .
از آنجا كه اين مطلب به تفصيل بيان شده است ، از توضيح بيشتر آن صرفنظر مىشود و تنها به اين نكته اشاره مىشود كه خداوند تعالى در مسئله قارون به