34 . معرفه : چون معلوم شد حقيقت شكر ، كفران نيز معلوم شود كه مبتنى بر جهل به نعمت و منعم و آن مستتبع بدگمانى و توحش از حق است حالا و به حسب عمل ، قصد اسائه به بندگان و معصيت و شكايت به زبان و صرف هر نعمتى در غير آنچه براى آن خلق شده نعوذ باللّه كه موجب خسران دنيا و آخرت است و به حسب تقابل شكر و كفران ، آثار آنها نيز متقابلند ؛ كما قال اللّه تعالى :
« وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ »
« 1 »
هامش
نعمتهاى الهى را بايد در مواردى صرف كند كه آن نعمت را خداوند براى آن به وجود آورده است كه شناخت اين موارد برعهده قانون اسلام است كه شخص مىتواند اجتهادا يا تقليدا آنها را به دست آورد و در آن موارد مصرف كند .
بههرحال شكر نعمت الهى در همه حال ، چه قلبى ، چه زبانى و چه عملى ، به وجهى كه بيان شد ، براى هر انسان متنعم لازم است تا در هر مورد در حد امكان وظيفه بندگى را ادا كند و شكرگزار نعمتهاى خدا باشد .
( 1 ) . آنچه تاكنون از نظر گذشت ، درباره سه قسم از اقسام چهارگانه شكر بود .
اينك چون حقيقت شكر آشكار شد ، مسئله كفران نيز مشخص است و آن عبارت از جهل به نعمت و نعمت آفرين است كه از بدگمانىها و بيگانگى از حق سرچشمه مىگيرد و انسان جاهل را به كفران نعمت خدا وامىدارد و حق خداى آفرينندهاش را كه عطاكننده بزرگترين نعمت به وى است ناديده مىانگارد ؛ بهگونهاى كه گاه در مقام عمل با رعايت نكردن ادب به بدگويى و ناسزاگويى بندگان خدا اقدام مىكند و بدينوسيله مرتكب گناه مىشود و نيز از نعمتهاى بيكران الهى شكايت مىكند .
از جمله كارهاى ناصواب شخص كفرانكننده اين است كه نعمتهاى الهى را در غير مواردى كه براى آن به وجود آمده است مصرف مىكند ؛ براى مثال از انگور شراب مىسازد و مواد دارويى را براى موارد نامشروع به كار مىگيرد كه در نتيجه اين اعمال ناروا ، بدبختى دنيا و آخرت دامنگيرش مىشود و زندگى زيانبارى براى خويش اختيار مىكند و بالاخره از آنجا كه شكر و كفران دو چهره متضاد با يكديگرند ، قهرا آثار مترتب بر هريك از آنها نيز با يكديگر كاملا متفاوت است ؛ چنانكه خداوند تعالى درباره شكرگزاران مىفرمايد :. . . لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ . . .( ابراهيم ( 14 ) : 7 )
. . . اگر شكرگزارى كنيد ، بر شما خواهم افزود . . .
و درباره آنان كه نعمتهاى حق را كفران مىكنند مىفرمايد :