چهارم ، محبت منعم است و اين اعظم اقسام شكر و ارفع انواع فرح است . « 1 »
33 . معرفه : ركن سوم ، عمل است [ و آن بر سه قسم است ]
اول ، به قلب و آن قصد احسان به بندگان و خورانيدن از نعم متوجه به خود به ديگران ؛ از واجبات مثل اخماس و زكوات و ساير مستحبات .
دوم ، عمل به لسان و اظهار حمد و ستايش حقتعالى
« وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ »
پس اظهار از روى افتخار ، سزاوار نيست و اظهار براى اغيار اعتبارى ندارد .
سوم ، عمل به جوارح است و آن استعمال نمودن نعم است در طاعت او و اجتناب از صرف در مباح به نحو اسراف و خرج نكردن در مورد حرام كه تبذير است ؛ همچنين است ساير نعمتهاى الهيه كه بايد صرف شود در موضعى كه براى آن خلق شده ؛ به نحوى كه شارع دستور فرموده و معلوم گرديده [ است ] ، « اجتهادا يا تقليدا » . « 2 »
هامش
( 1 ) . مىفرمايند : ركن دوم در شكرگزارى از خالق ، حالت است ؛ مانند خوشحالى كه از نعمتى حاصل شود و آن را مىتوان بر چهار دسته تقسيم كرد :
نخستين نوع آن ، لذتى است كه به شخص از نعمتى كه موافق طبع و ميل او است دست مىدهد كه اين نوع خوشحالى به حساب شكر از منعم گذاشته نمىشود .
دومين قسم از خوشحالى چنانچه سبب تقرب به مقام منعم شود و نيز انگيزه اطاعت و بندگى خدا را در فرد به وجود آورد و در اين راه صرف كند ، از اقسام شكر خدا به شمار مىرود ؛ زيرا لذت از نعمت وى را بر آن داشته است تا در بندگى حق استوارتر و به جلب رضاى او بيشتر همت گمارد .
سومين نوع فرح آن است كه خوشحالى از آن باشد كه لطف خدا شامل حالش شده است . اين نيز شكرى ديگر است .
چهارمين نوع فرح آن است كه خوشحالى او از اين جهت باشد كه خود را دوستدار و عاشق منعم خويش يافته است كه اين قسم از بزرگترين و والاترين اقسام شكر و رفيعترين نوع فرح است .
( 2 ) . سومين ركن شكر خلق از خالق ، عمل است كه در سه مرحله تحقق مىيابد :
نخستين مرحله بهوسيله قلب است ؛ زيرا انسانى كه شاكر نعمتهاى الهى