رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ »
و قال ( ص ) : « خلق اللّه الاشياء بالمشية و خلق المشية بنفسها » « 1 »
هامش
( 1 ) . مرتبه سوم ايمان كه مقدم بر شكر است ، اعتقاد به توحيد افعالى خداوند تعالى است ؛ يعنى اين را بداند و معتقد باشد كه هرچه در دار وجود موجود است و يا به وجود مىآيد و هر نعمتى كه شامل خلق عالم مىشود ، همگى از ناحيه كرم نامتناهى او است و كلمه « الحمد للّه » به اين مطلب اشاره دارد ؛ يعنى شكر به تمامه از آن خدا است و اين به آن معنا است كه چون تمام هستى و نعمات آن از او است ، پس اگر شكر و سپاسى بايد از سوى بندگان و نازپروردگان نعمتهاى الهى صورت گيرد ، بايد به محضر او تقديم شود ، كه اين برهانى بر توحيد افعالى او و وحدت ظهور و تجلى مشيت حق است ؛ چرا كه هستى هر چيز هويدايى و ظهور آن است و چنانچه از خصوصيات ، تعينات و عوارض صرفنظر شود و به تعبير ديگر اگر آنها از چهره وجود زدوده شوند ، هويدايى و ظهور ، از آن يك حقيقت است .چونكه بىرنگى اسير رنگ شد * موسئى با موسئى در جنگ شدهمان گونه كه اگر در و ديوار از برابر تابش آفتاب كنار رود ، جز روشنايى كه همان هويدايى و ظهور آفتاب است ، چيز ديگرى ديده نمىشود ؛ چنانكه اگر از تعينات و حدود موجودات صرفنظر شود ، جز مشيت الهى كه ظهور شمس حقيقت وجود است ، چيز ديگرى مشاهده نمىشود . خداوند تعالى مىفرمايد :أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ( فرقان ( 25 ) : 45 )
آيا نديدى چگونه پروردگارت سايه را گسترده ساخت ؟ !
زيرا همان گونه كه در اشاره هشتم بيان شد ، مشيت اللّه مقام الهيت است و مقام الهيت جلوه فعلى حق و ظهور تمامى اشيا است كه دو وجهه دارد : از يكسو به حق انتساب دارد و اضافه آن اشراقى و عين ربط به حق است ، و از سوى ديگر متعلق به خلق و شامل تمامى موجودات عالم هستى و عين آنها است .
بنابراين حكم غيريت بر آن جارى مىشود و اين وجهه گسترده ظل اللّه است كه آن را ظل ممدود مىگويند . اين سخن در فرمايش معصوم ( ع ) چنين آمده است :
خلق اللّه الاشياء بالمشية و خلق المشية بنفسها
خداوند همه چيز را به سبب مشيت آفريد و مشيت را به سبب خود مشيت آفريد .