تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شذرات المعارف ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
و مرتبه دوم ايمان ، توحيد و يگانگى ذات مقدس اوست و كلمه ( لا إله الا اللّه ) اشاره به اين مرتبه است و دليل هر دو ، هويت صرفه است ؛ زيرا كه بحت هستى نقص ندارد و چون نيستى در او راه ندارد ، ( الخير كله بيدك و الشر ليس اليك ) و صرف هستى ، تعدد ندارد و لذا وجوب وجود و وحدت از حاق ذاتش انتزاع شود . « 1 » مرتبه سوم ، توحيد افعالى است كه هرچه هست از اوست و هر نعمتى از كرم نامتناهى اوست و كلمه « الحمد للّه » اشاره به آن است و برهان بر توحيد فعلى وحدت ظهور است ؛ زيرا كه هستى هر چيزى ، هويدايى آن است و اگر صرف‌نظر از تعينات شود ، هويدايى يك حقيقت است ، چنانچه اگر در تابش آفتاب صرف‌نظر از در و ديوار و غيره شود ، تابش همان ظهور آفتاب است . پس هرگاه از تعينات خلقى صرف‌نظر شود ، نبيند مگر مشيت اللّه و ظهورش مس حقيقت وجود را ؛ كما قال اللّه تعالى :
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى *
هامش
( 1 ) . مىفرمايند : مرتبه دوم ايمان به خدا ، اعتقاد به يگانه بودن و يكتايى ذات اقدس الهى است و كلمه « لا إله الا اللّه » اشاره به اين مقام است ؛ يعنى بايد معتقد بود كه هيچ معبود و آفريننده‌اى جز ذات اقدس اللّه نيست و دليل عدم نقص و امكان در وجود مقدسش و يكتايى او ، همان هويت صرفه او است ؛ يعنى ذات اقدس الهى ، هستى صرف است و هستى مطلق عين كمال و كمال مطلق است و نقصى براى آن متصور نيست ؛ زيرا وجود خير محض است و در خير محض كاستى و شر نمىتواند راه داشته باشد ؛ چنان‌كه مىفرمايد : الخير كله بيدك و الشر ليس اليك دست رحمانيت و رحيميت حق ، عطاكننده خير است و گذشته از آنكه شر ، امرى عدمى است ، نسبت دادن امر عدمى به عطاكننده و فياض وجود ، ناروا است ، و از طرفى هستى صرف و وجود مطلق دوتا نمىشود . ازاين‌رو وجوب وجود كه مرتبه اول ايمان است و اعتقاد به آن بايد از راه دليل براى شكرگزار ثابت شده باشد و وحدت و يكتايى او كه در مرتبه دوم از ايمان قرار دارد ، هر دو از حقيقت وجود مقدسش انتزاع مىشود ؛ يعنى چون او هستى صرف است ، نقص كه همان نيستى است در او راه ندارد و صرف هستى ، تعدد ندارد كه اين دو حقيقت از ذات اقدس او انتزاع شود ؛ بنابراين مىگوييم ذات اقدس او موجود يگانه است .