31 . معرفه : همين شكر نيز داراى سه ركن است : اول ، معرفت نعمت منعم است و اين معرفت مرتبه سوم از ايمان است كه در مرتبه اولى ، اثبات وجود منزه از نقص و امكان است ؛ يعنى ايمان به وجوب وجود او است ؛ چنانچه كلمه « سبحان اللّه » اشاره به اين مرتبه مىباشد . « 1 »
هامش
هر نفسى كه فرود مىرود ممد حيات است و چون برمىآيد مفرح ذات ؛ پس در هر نفسى دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شكرى واجب .اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُاز دست و زبان كه برآيد * كز عهده شكرش به درآيد
بنده همان به كه ز تقصير خويش * عذر به درگاه خداى آورد
ورنه سزاوار خداوندىاش * كس نتواند كه بجاى آوردراستى با برآورد نعمتهاى بىشمار الهى چگونه مىتوان از عهده شكر آنها برآمد . اگر يكيك اعضا و جوارح خود را در نظر آوريم و بخواهيم از نعمت پدر ، مادر ، دوستان ، همسايگان ، نزديكان ، زن ، فرزند ، همشهريان ، خدمتگزاران دولت و ملت ، محيط ، نعمتهاى طبيعى و همه آنچه خداوند به ما عطا فرموده است ، سپاسگزارى كنيم ، چگونه مىتوان فقط سپاس نعمت مقام نبوت و ولايت را بجا آورد . بنابراين آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد آن است كه همواره خود را مرهون عنايات حق بدانيم و ناسپاسى نكنيم .
( 1 ) . شكر خلق از خالق سه ركن دارد : نخستين آن معرفت است كه سومين مرتبه از ايمان است ؛ زيرا نخستين مرتبه ايمان ، اثبات وجود خالق منزه از نقص و امكان است ؛ يعنى خدايى را كه مطابق فطرتش ستايش مىكند ، بايد آنگونه باور داشته باشد كه وجودش را واجب شمرد و بداند كه نيستى در او راه نيست و او كمال مطلق است ؛ زيرا نقص ، دليل احتياج است و احتياج ، دليل فقر است و فقير ، نيازمند غنى است و ستايش ، شايسته مقام غنا است و غنا كمال است و كمال ، مطلوب فطرت است ، و آشكارتر از آن امكان است كه نيازمند مؤثر است ؛ زيرا ممكن نسبتش به وجود و عدم يكسان است ؛ بنابراين عامل برترىدهندهاى لازم است كه آن را به ظهور رساند و چنين موجودى كه از خود قوامى ندارد و به ديگرى وابسته است ، شايسته مقام خدايى نيست . ازاينرو زمانى مىتوان شكر كرد كه خالق از هر جهت بىنياز و از كمال مطلق برخوردار باشد ، تا شكر از او ، ثناى كامل و ستايش از كمال مطلق باشد ؛ چنانكه مىفرمايد : كلمه « سبحان اللّه » به منزه بودن او از نقص و امكان اشاره دارد .