22 . معرفه : مناط علم حق به خلق قبل الايجاد ، عليت اوست و معلول تا نزد علت هويدا نباشد ، از او صادر نشود اختيارا . « 1 »
23 . معرفه : مناط وحدت علم ، عينيت علم است نسبت به ذات و عينيت علت است نسبت به آن ؛ يعنى حقتعالى بذاته ، مصداق علم و علت است ؛ بلكه جمله صفات كماليه عين ذات است و مقصود از اجمال علم ، وحدت آن است و مراد از كشف تفصيلى ، آن است كه ظهور معلول به وجود حق ،
هامش
ديدگان او را درك نكند و او ديدگان را دريابد .
( 1 ) . پس از آنكه معلوم شد علم از شئون تجرد است و علم خداوند تعالى به خود ، از تجرد به تمام معنا برخوردار است ، حال نوبت به نحوه علم الهى به آفرينش مىرسد ، البته پيش از آنكه آن را ايجاد كند ؛ چنانكه مىفرمايد : ملاك علم حق به مخلوقاتش همان عليت او است ؛ زيرا او علت وجود آفرينش است و معلول او كه همان جهان هستى است ، بايد در محضر او حاضر باشد ؛ زيرا همان گونه كه در اشارات پنجم ، ششم و هفتم گفته شد ، مشاهده كمالات اسمايى در مقام معروفيت به نحو تفصيل است و با محبت كه كليد كمال ذاتى عينى است ، باب كمالات صفاتى و اسمايى گشوده شود و اين مقام را مقام واحديت گويند و نيز گفته شد كه براى هريك از اسما لازم و مظهرى وجود دارد ؛ همچون عالم كه اقتضاى معلوم دارد و نيز يادآور شديم كه اين لوازم همان اعيان ثابتهاند كه قوابل علميه نام دارند ؛ همان گونه كه اسما فواعل علميه لقب گرفتهاند كه جمع اين دو طلب يعنى فاعلى و قابلى سبب مىشود كه حق بهوسيله مشيتش تجلى يابد كه به آن فيض مقدس مىگويند تا در نتيجه مطلوب به وجود عينى ظاهر شود ؛ ازاينرو مىفرمايد : تا معلول نزد علت حاضر نشود ، صدور آن براساس اختيار ممكن نيست . به همين جهت مىگوييم خلقت عالم در اختيار او و به سبب اراده حضرتش است و همان گونه كه بارها بيان شد ، اين مطلب از مسلمات است ؛ زيرا تا سازنده به آنچه ساخته و آنچه مىخواهد بسازد آگاهى كامل نداشته باشد ، عقلانى نيست كه به ساخت اقدام كند و خداوند تعالى كه علت العلل تمامى آفرينش است ، تمام ريزهكارىهاى آفرينش در علم او به سبب همان علم به ذات موجود شده است و در مقام ظهور عينى ، به مشيت او و فيض مقدس در عالم خارج لباس وجود بر تن كردهاند و به همين دليل است كه مىفرمايند مناط علم حق به خلق قبل از ايجاد ، عليت حضرتش است .